نویسنده وبلاگ شوكران به نقل از ایراندخت نوشته است:

روز ششم تا نهم آگِست سال 1945، ناكازاكی و هیروشیما در جهنم مجسمی گرفتار شدند كه رها شدن از آن ناممكن مینمود. جهنم آمریكایی چنان بر سر مردم ژاپن آوار شد كه جای بازسازی را، ازنوسازی باید می گرفت.امروز و پس از نزدیك به 70 سال از بمباران اتمی هیروشیما و ناكازاكی، جهان گواهی می هد كه چشم بادامی های شرقی از عهده “جهانی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی” بخوبی برآمده اند. ملت ژاپن، امروز از قابل احترام ترین ملت های جهان هستند و اخلاق و منش ژاپنی، مثل ضنعت و اقتصاد ژاپن، نمونه و بی همتاست.

سال 2010 ، اولین سالی بود كه نمایندگانی از آمریكا هم در مراسم سالگرد فاجعه ناكازاكی و هیروشیما شركت داشتند،آنها دركنار نمایندگان هفتاد كشور دنیا و از جمله دیگر متحدانشان در جنگ جهانی دوم، به سكوت ایستادند و به جانباختاگان این حادثه ادای احترام كردند.این مراسم هرساله بمنزله زنگ هشداریست كه خطر بسیار بزرگ تسلیحات اتمی را گوشزد می كند، اما پیام مهمتر آن اجتناب از جنگ و جنگ افروزی است، چراكه جنگ در هرجا و هر زمان كه باشد فاجعه آفرین است. در برخی منابع تاریخی حمله ژاپن به چین بعنوان پیش زمینه شروع جنگ جهانی دوم شمرده میشود، ژاپنی ها برای تسخیر جهان – خنده دار است كه بگوییم برای مبارزه با امپریالیسم غرب -  از چین شروع كردند، فیلیپین و كره را درو كردند و تا روسیه هم پیش رفتند. وقتی كه بخشی از تاریخ كه تحت تأثیر فاجعه اتمی ناكازاكی و هیروشیما در سكوت غرق شد، لب به سخن بگشاید و در مورد چگونگی پیشروی ژاپن سخن بگوید چه بسا هر اقدام بازدارنده علیه آنها توجیه شود!
هر سرزمینی پس از تصرف ژاپنی ها مثل مزرعه ای بود كه مورد حمله ملخ ها قرار گرفته باشد. اقدامات ژاپنی ها در جنگ جهانی دوم آنقدر وحشتناك بود كه نازی های روسفید شده، انگشت به دهان، این اقدامات را با عنوان « حیوانیت ماشینی » یاد كنند. فاجعه « نانكینگ » و آنچه بر مردم این شهر چین طی هجوم ژاپنی ها رفت نمونه ای از این اقدامات وحشیانه و نابخشودنی ست كه زخم آن به مراتب از بمباران اتمی عمیق تر و ابعادش فجیع تر است.
میزان تلفات فقط در نانكینگ بعنوان یك شهر از شهرهای چین، از تعداد كشته شدگان غیرنظامی بعضی كشورهای اروپایی در تمام جنگ جهانی دوم بیشتر است. در تمام مدت جنگ جهانی دوم، بریتانیا 61هزار نفر، فرانسه 108 هزارنفر، بلژیك 101 هزار نفر و هلند 242هزار نفر از شهروندان غیر نظامی خود را از دست دادند.اما در نانكینگ، حمله ژاپن حداقل 260 هزار و حداكثر 350 هزار كشته برجای گذاشت. حیرت آور است كه این میزان تلفات، از مجموع تلفات دو بمب اتمی در هیروشیما ( 140 هزار ) و ناكازاكی (  70 هزار ) بیشتر است! این رقم حتی از تعداد تمام كسانیكه در اثر حمله های هوایی آمریكا به توكیو كشته شدند ( 80 تا 120 هزار نفر ) هم بیشتر است!
تاریخ عصر مدرن با استفاده از باروت در جنگ ها و استفاده از صنعت چاپ و نشر در تبلیغات ناسیونالیستی شروع شد. از این دوران یعنی از 1484 تا قتل عام نانكینگ، 278 جنگ مهم رخ داد كه از میان آن 187 جنگ مربوط به اروپا بود. البته از كشت و كشتارهای رایج در شورش ها و انقلاب ها هم نباید غافل بود. تنها از 1900 تا به امروز، حدود 300 « انقلاب » و بلوا اتفاق افتاده است. از سال 1820 تا پایان جنگ اقیانوس آرام، دست كم 59 میلیون نفر در درگیری ها و جدال های اینچنینی كشته شدند و میلیون ها نفر زخمی و ناقص العضو. اما ویژگی حادثه نانكینگ كه كمتر از دو ماه طول كشید آن است كه به گونه ای چون یك موزه نقاشی از آثار كلاسیك تا مدرن، انواع شكنجه ها و قتل ها را به نمایش می گذارد. از مصلوب كردن به شیوه رومیان در عهد باستان تا استفاده از شكنجه های روانی دوران مدرن و پست مدرن. میخ كوبیدن به دست و پای قربانی بر روی دیوار شهر، سوزاندن افراد به شیوه های گوناگون و گاه برای تفریح و خندیدن، فروكردن حلقه آهنی به زبان مردم و بستن آنها به تیرك، تا كمر فروكردن قربانی در خاك، وادار كردن والدین به تجاوز به فرزندانشان، استفاده از اسیران برای آزمایش های پزشكی و امتحان مواد كشنده بر روی آنها جهت ساختن بمب های شیمیایی و بیشتر از این ها، همه و همه جنایات ژاپنی ها هستند در نانكـیـنـگ.

 نانكینگبریدن سرمردها و نمایش آنها در كوی و برزن از جنایات ژاپنی ها در نانكینگ

 جنایات سربازان ژاپنی در نانكینگ، آنقدر فجیع بود كه وقتی ژنرال ماتسوئی، فرمانده ژاپنی كه به علت كسالت دو هفته پس از تصرف نانكینگ به این شهر وارد شد از انچه سربازانش بر مردم این شهر روا داشتند، چنین یاد كرد: ” اطمینان دارم كه نادانسته تاثیری نفرت انگیز در این شهر برجای گذاشته ایم. نفرات تحت فرمان من كارهای بسیار زشت و فوق العاده غیر قابل بخشش و گذشتی مرتكب شده اند.” روزنامه نگاری ژاپنی نیز كه دو روز بعد از فتح نانكینگ به این شهر وارد شد درباره انچه در مقابل چشم می دید چنین روایتی برجای گذاشت: ” پیش از ورود به شهر چشمم به 50 تا یكصد جنازه افتاد كه كنار رودخانه یانگ تسه روی هم تلنبار شده بود. خاطرم هست كه درست بیرون نانكینگ آبگیری بود كه به دریایی از خون شباهت داشت، اسیران جنگی به سوی رودخانه فرار میكردند اما هیچ كدام به ساحل نمی رسیدند.”

اما اوضاع اتمی ژاپن در آن زمان؛ در طی دهه 1930، جوامع علمی كشورهای پیشرفته در این اندیشه بسر می بردند كه از راز انرژی هسته ای آگاه شوند. امپراتوری ژاپن نیز همانند این قبیل دولت ها به این فكر افتاد كه از قدرت ناشی از این انرژی برای ساختن سلاح های جنگی استفاده كند. در آن زمان میان پژوهشگران ژاپنی، دكتر یـوشیو نی شینا ( 1890-1951 ) كه با آلبرت انیشتین و نیبل بور فیزیكدان دانماركی روابط نزدیكی داشت از اعتبار زیادی برخوردار بود و دانش او جنبه جهانی داشت. او از امكان استفاده از انرژی هسته ای در سلاح های جنگی به خوبی اطلاع داشت و نگران آن بود كه ایالات متحده از چنین اسلحه ای بر ضد ژاپن استفاده كند. در سال 1940، جنرال تاكه اویاسودا به این نتیجه رسید كه تهیه چنین سلاحی كاملاً شدنی است. بنابراین پروژه اتمی ژاپن از ژوئیه 1941، زیرنظر دكتر نی شینا آغاز شد.

نیروی دریایی ژاپن نیز از 1942 برنامه تحقیقات اتمی خود را زیر نظر پروفسور یونساكو آراكاتسو، شاگرد سابق انیشتین و استاد دانشگاه كیتو آغاز كرد. در گروه پژوهشی او نام هیدكی یوكاوا ( 1907-1981 ) برنده جایزه نوبل فیزیك در سال 1949 نیز به چشم می خورد. كشور كره كه از سال 1905 در اشغال ژاپنی ها بود منبع اورانیوم مورد نیاز پروژه اتمی ژاپن محسوب می شد. امپراتوری ژاپن مدتی بعد پژوهش های هسته ای خود را به امپراتوری آلمان اطلاع داد و از آن كشور تقاضای همكاری كرد. با این كه نمی دانیم ژاپنی ها به چه میزان لوازم ضروری از آلمانی ها تحویل گرفتند، اما دست كم یك محموله ارسالی از آلمان بوسیله زیر دریایی شناسایی شد. این زیر دریایی با نشان یـو-234 در سال 1945 راهی سواحل ژاپن شد تا 560 كیلو اورانیوم را تحویل مقامات آن كشور دهد. ضمناً با این زیردریایی قطعات مونتاژ نشده جنگنده ام.ای.262 و نقشه قسمت هایی از نوعی موشك ابتدایی جهت شلیك گلوله اتمی ارسال شده بود.

دو افسر نیروی دریایی ژاپن و شماری از كارشناسان آلمانی نیز در همین زیر دریایی راهی ژاپن بودند.560 كیلو اورانیوم ارسالی از سوی آلمان در حقیقت هشت برابر بیشتر از اورانیومی بود كه آمریكا در آن زمان در اختیار داشت. آلمان و ژاپن با این مقدار اورانیوم میتوانستند به آسانی تعدادی، یا به گفته بعضی از كارشناسان، دو بمب اتمی تهیه كنند. زیر دریایی در دهم ماه مه 1945، یعنی دو روز بعد از تسلیم بلاشرط آلمان، به دستور دریادار دونیتس ( 1891- 1980 )؛ كسی كه به مدت بیست روز جانشین هیتلر شد و در دادگاه نورنبرگ به 10 سال زندان محكوم شد، در اختیار آمریكایی ها قرار گرفت. دو ناوسروان ژاپنی به نام های هیدئو توموناگا و كنزوشوجی ئی كه نمیخواستند تن به اسارت دهند دست به خودكشی زدند و جنازه آنان در اقیانوس به آب سپرده شد. زیر دریایی با كوشش نیروهای آمریكایی در 14 ماه مه به ساحل برده شد و محموله آن مصادره گردید.
در چنین اوضاع و احوالی، حمله اتمی آمریكا به ژاپن، نقطه پایانی بود بر پیشروی های ویرانگر ژاپن و آغازی برای ساختن ژاپن نو.