در نوروزچهار رکعت نماز کن ....


معلّى بن خُنَیس از صادق علیه السلام که گفت: چون روز نوروز بُوَد، روزه دار و غُسْل کن و جامه پاکترین درپوش و بوى خوش بکار دار و چون نماز پشین و دیگر و سنّت هاى آن بگذارده باشى، چهار رکعت نماز کن به دو سلام و بخوان در رکعت اوّل الحمد و ده بار «إنّا أنزلناه فى لیلة القدر» و در رکعت دویم الحمد و ده بار «قل یا أیها الکافرون» و در رکعت سیم الحمد و ده بار «قل هو اللّه أحد» و در چهارم رکعت الحمد و ده بار «معوذتین». و چون از نماز فارغ گردى، تسبیح زهرا علیها السلام بگوى. چون چنین بکنى خداى تعالى شصت ساله گناه تو بیامرزد. و دعا این است: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاَْْوْصِیاءِ الْمَرْضِیّینَ وَصَلِّ عَلى جَمیعِ أَنْبِیاءِکَ وَ رُسُلِکَ بِأَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَ بارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکاتِکَ ...»

- در کتاب «نزهة الزاهد» نیز که در نیمه دوم قرن ششم یا نیمه نخست قرن هفتم نوشته شده آمده است: نوروز فُرس: امام جعفر صادق علیه السلام گفت: چون روز نوروز درآید، غسل کن و جامه پاکترین در پوش و بوى خوش بکار دار و روزه فراگیر و پس از نماز پیشین و دیگر، چهار رکعت نماز کن به دو سلام. پس از الحمد در اول رکعت، ده بار «إنّا أنزلناه» بخوان و در دوم ده بار «قل یاأیها الکافرون» و در سوم ده بار «قل هو الله أحد» و در چهارم ده بار هر دو «قل أعُوذ»ُ. و چون فارغ شوى، سجده شکر کن و این دعا بخوان، تا تو را گناه شصت ساله بیامرزد. و دعا این است: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاَْْوْصِیاءِ الْمَرْضِیّینَ وَصَلِّ عَلى جَمیعِ أَنْبِیاءِکَ وَ رُسُلِکَ بِأَفْضَلِ صَلَواتِکَ وَ بارِکْ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکاتِکَ

استحباب غسل و روزه و نماز در روز نوروز


اعراب به پيروي از دستگاه خلافت بني‏ اميه و بني‏عباس چون نوروز را روز ولايت و خلافت الهي مي‏شناختند، سخت كوشيدند كه اين روز را مخفي كرده، ضايع سازند. و لذا براي لكه‏دار كردن نوروز، اين روز را از بازمانده‏هاي مجوس معرفي كرده‏اند. تا جايي كه مي‏بينيم حضرت امام موسي بن‏ جعفر(ع) نيز در مقام تقيه به منصور دوانقي مي‏فرمايد: از رسم‏هاي فرس است و اسلام آن را از بين برده است ..

بعضي افراد اين روايت را دليل بر عدم مشروعيت نوروز گرفته‏اند؛ اما با توجه به روايات معارض، حمل بر تقيه شده است، و بهترين دليل بر عظمت نوروز است و مي‏رساند كه خلفا تا چه اندازه براي از بين بردن نوروز مي‏كوشيده‏اند و پس از يك دوره تبليغات خلفا كه نوروز كاملاً مسخ و در افكار عمومي مسلمين از سنت‏هاي مجوس معرفي شده، اينك منصور دوانقي حضرت موسي بن‏حعفر(ع) را در اين روز وادار به جلوس مي‏كند تا از طرفي (مانند مأمون) براي خود موفقيت كسب كند و از طرفي حضرت را در معرض اعتراضات اعراب قرار دهد ... به هر حال شكي نيست در اينكه از نظر اهل بيت(ع) نوروز از روزهاي مهم مذهبي معرفي شده و تجليل آن البته با آداب و رسومي كه در روايات بيان شده است، بسيار پسنديده مي‏باشد. روزه گرفتن، نماز خواندن، شكر نعمت ولايت بجا آوردن، تجديد بيعت با رهبران الهي و به زيارت مؤمنين و علماي ربّاني رفتن.

اينها خلاصه اعمالي است كه مسلمان‏ها در نوروز، به عنوان روز ولايت و روز پيروزي حق و عدالت انجام مي‏دهد.20

نوروز در روايات

بخشي از مضامين روايات در مباحث گذشته، بيان گرديد، در اين فرصت متن بعضي را مورد توجه قرار مي‏دهيم.

1 ـ آداب نوروز


معلي بن‏خنيس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز مي‏گويد: هنگام نوروز غسل كن، پاكيزه‏ترين لباس‏هايت را بپوش به خوشبوترين چيزها خود را خوشبو نما و در آن روز، روزه باش.

در دنباله روايت، دستور چهار ركعت نماز و سجده شكر و دعاي مخصوص در اين روز ذكر شده است. اين حديث مورد استناد بسياري از فقها براي استحباب غسل و روزه و نماز در روز نوروز قرار گرفته است. صاحب وسايل اين روايت را دو سه مورد نقل كرده است.

صاحب جواهرالكلام، همين روايت را از مصباح و مختص آن نقل كرده و مستند استحباب اين اعمال در روز نوروز دانسته است.23 و مرحوم علامه مجلسي در زادالمعاد مي‏فرمايد: به اسانيد معتبره از معلّي بن‏خنيس كه از خواص حضرت امام صادق(ع) بوده (اين روايت) منقول است

* عيد نوروز نيز به بركت ولايت رنگ الهي به خود گرفت و در بين شيعيان و ايرانيان شهرت و دوام يافت.

2 ـ روز پيمان با خدا

علامه مجلسي مي‏گويد: در بعضي از كتب معتبره ديدم كه: معلي بن‏خنيس مي‏گويد: روز عيدي خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسيد: اين روز را مي‏شناسي؟ گفتم: روزي است كه عجم آن را بزرگ مي‏شمرند و در آن به يكديگر هديه مي‏دهند. حضرت فرمود: قسم به بيت عتيق كه در مكه است، اين نيست مگر به جهت موضوعي قديمي كه براي تو تفسير مي‏كنم ... نوروز، روزي است كه خداوند از بندگان پيمان گرفت و آن اولين روزي است كه خورشيد كرد. و بادها وزيدن گرفت، كشتي نوح(ع) بر كوه «جودي» قرار گرفت و خداوند كساني را كه از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پيامبر اسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با علي(ع) به عنوان امارت مؤمنين بيعت كنند ... و هيچ روزي نوروز نيست مگر اينكه در آن روز انتظار فرج داريم، زيرا نوروز از روزهاي ما و روزهاي شيعيان ماست، عجم آن را حفظ كرد و شما آن را تضييع نموديد ...»25
احمد بن‏فهد در كتاب مهذّب البارع نظير اين روايت را آورده است.

3 ـ روز ولايت

معلي بن‏خنيس عن الصادق(ع):
نوروز روزي است كه پيامبر(ص) از مردم براي اميرمؤمنان(ع) پيمان ولايت گرفت و مردم آن را پذيرفتند، خوش به حال كسي كه بر آن پيمان ثابت بماند، واي بر كسي كه آن عهد را بشكند ...»

4 ـ برآورده شدن نياز

مفضل بن‏عمر مي‏گويد: امام صادق(ع) در ضمن خبري طولاني فرمود: خداوند به حزقيل وحي فرمود يا حزقيل، اين روز شريف و با ارزش بزرگي است نزد من، و قسم خورده‏ام كه كسي در اين روز، نيازي از من طلب نكند، مگر آنكه برآورده سازم و آن روز نوروز است...

5 ـ هر روز نوروز


براي علي(ع) هديه نوروزي آوردند، حضرت پرسيد: اين چيست؟ گفتند: اي اميرمؤمنان امروز نوروز است، فرمود: هر روز را براي ما نوروز بسازيد

6 ـ هديه نوروزي

ابراهيم كرخي مي‏گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم، در باره مرد ثروتمندي كه روز مهرگان يا نوروز، مردم به او هديه مي‏دهند ولي او در عوض احساني نمي‏كند. امام عليهم السلام فرمود: آيا آنها اهل نماز هستند؟
گفتم: آري.
فرمود: هديه آنها را بايد بپذيرد و او نيز در مقابل‏براي آنها هديه‏اي بفرست

استحباب غسل و روزه و نماز در روز نوروز


اعراب به پيروي از دستگاه خلافت بني‏ اميه و بني‏عباس چون نوروز را روز ولايت و خلافت الهي مي‏شناختند، سخت كوشيدند كه اين روز را مخفي كرده، ضايع سازند. و لذا براي لكه‏دار كردن نوروز، اين روز را از بازمانده‏هاي مجوس معرفي كرده‏اند. تا جايي كه مي‏بينيم حضرت امام موسي بن‏ جعفر(ع) نيز در مقام تقيه به منصور دوانقي مي‏فرمايد: از رسم‏هاي فرس است و اسلام آن را از بين برده است ..

بعضي افراد اين روايت را دليل بر عدم مشروعيت نوروز گرفته‏اند؛ اما با توجه به روايات معارض، حمل بر تقيه شده است، و بهترين دليل بر عظمت نوروز است و مي‏رساند كه خلفا تا چه اندازه براي از بين بردن نوروز مي‏كوشيده‏اند و پس از يك دوره تبليغات خلفا كه نوروز كاملاً مسخ و در افكار عمومي مسلمين از سنت‏هاي مجوس معرفي شده، اينك منصور دوانقي حضرت موسي بن‏حعفر(ع) را در اين روز وادار به جلوس مي‏كند تا از طرفي (مانند مأمون) براي خود موفقيت كسب كند و از طرفي حضرت را در معرض اعتراضات اعراب قرار دهد ... به هر حال شكي نيست در اينكه از نظر اهل بيت(ع) نوروز از روزهاي مهم مذهبي معرفي شده و تجليل آن البته با آداب و رسومي كه در روايات بيان شده است، بسيار پسنديده مي‏باشد. روزه گرفتن، نماز خواندن، شكر نعمت ولايت بجا آوردن، تجديد بيعت با رهبران الهي و به زيارت مؤمنين و علماي ربّاني رفتن.

اينها خلاصه اعمالي است كه مسلمان‏ها در نوروز، به عنوان روز ولايت و روز پيروزي حق و عدالت انجام مي‏دهد.20

نوروز در روايات

بخشي از مضامين روايات در مباحث گذشته، بيان گرديد، در اين فرصت متن بعضي را مورد توجه قرار مي‏دهيم.

1 ـ آداب نوروز


معلي بن‏خنيس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز مي‏گويد: هنگام نوروز غسل كن، پاكيزه‏ترين لباس‏هايت را بپوش به خوشبوترين چيزها خود را خوشبو نما و در آن روز، روزه باش.

در دنباله روايت، دستور چهار ركعت نماز و سجده شكر و دعاي مخصوص در اين روز ذكر شده است. اين حديث مورد استناد بسياري از فقها براي استحباب غسل و روزه و نماز در روز نوروز قرار گرفته است. صاحب وسايل اين روايت را دو سه مورد نقل كرده است.

صاحب جواهرالكلام، همين روايت را از مصباح و مختص آن نقل كرده و مستند استحباب اين اعمال در روز نوروز دانسته است.23 و مرحوم علامه مجلسي در زادالمعاد مي‏فرمايد: به اسانيد معتبره از معلّي بن‏خنيس كه از خواص حضرت امام صادق(ع) بوده (اين روايت) منقول است

* عيد نوروز نيز به بركت ولايت رنگ الهي به خود گرفت و در بين شيعيان و ايرانيان شهرت و دوام يافت.

2 ـ روز پيمان با خدا

علامه مجلسي مي‏گويد: در بعضي از كتب معتبره ديدم كه: معلي بن‏خنيس مي‏گويد: روز عيدي خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسيد: اين روز را مي‏شناسي؟ گفتم: روزي است كه عجم آن را بزرگ مي‏شمرند و در آن به يكديگر هديه مي‏دهند. حضرت فرمود: قسم به بيت عتيق كه در مكه است، اين نيست مگر به جهت موضوعي قديمي كه براي تو تفسير مي‏كنم ... نوروز، روزي است كه خداوند از بندگان پيمان گرفت و آن اولين روزي است كه خورشيد كرد. و بادها وزيدن گرفت، كشتي نوح(ع) بر كوه «جودي» قرار گرفت و خداوند كساني را كه از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پيامبر اسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با علي(ع) به عنوان امارت مؤمنين بيعت كنند ... و هيچ روزي نوروز نيست مگر اينكه در آن روز انتظار فرج داريم، زيرا نوروز از روزهاي ما و روزهاي شيعيان ماست، عجم آن را حفظ كرد و شما آن را تضييع نموديد ...»25
احمد بن‏فهد در كتاب مهذّب البارع نظير اين روايت را آورده است.

3 ـ روز ولايت

معلي بن‏خنيس عن الصادق(ع):
نوروز روزي است كه پيامبر(ص) از مردم براي اميرمؤمنان(ع) پيمان ولايت گرفت و مردم آن را پذيرفتند، خوش به حال كسي كه بر آن پيمان ثابت بماند، واي بر كسي كه آن عهد را بشكند ...»

4 ـ برآورده شدن نياز

مفضل بن‏عمر مي‏گويد: امام صادق(ع) در ضمن خبري طولاني فرمود: خداوند به حزقيل وحي فرمود يا حزقيل، اين روز شريف و با ارزش بزرگي است نزد من، و قسم خورده‏ام كه كسي در اين روز، نيازي از من طلب نكند، مگر آنكه برآورده سازم و آن روز نوروز است...

5 ـ هر روز نوروز


براي علي(ع) هديه نوروزي آوردند، حضرت پرسيد: اين چيست؟ گفتند: اي اميرمؤمنان امروز نوروز است، فرمود: هر روز را براي ما نوروز بسازيد

6 ـ هديه نوروزي

ابراهيم كرخي مي‏گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم، در باره مرد ثروتمندي كه روز مهرگان يا نوروز، مردم به او هديه مي‏دهند ولي او در عوض احساني نمي‏كند. امام عليهم السلام فرمود: آيا آنها اهل نماز هستند؟
گفتم: آري.
فرمود: هديه آنها را بايد بپذيرد و او نيز در مقابل‏براي آنها هديه‏اي بفرست

اميرمؤمنان (ع) از ديدگاه خدا يك دريا است

اميرمؤمنان (ع) از ديدگاه خدا يك دريا است، ولى دريايى است كه اول دارد، ولى‏ آخر ندارد. فرق ايشان با خدا همين است كه خدا اول ندارد و آخر هم ندارد. اميرمؤمنان (ع) اول دارد، ولى پايان ندارد. در ارزش‏ها، حضرت زهرا (س) هم اول دارد، ولى پايان ندارد.


پروردگار عالم، از وجود مبارك اميرمؤمنان (ع) و حضرت زهرا (س)، به دو دريا تعبير كرده است كه لؤلؤ و مرجان از اين دو دريا ظهور مى‏كند: «مرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلتَقيِانِ. بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَايَبْغِيَانِ. فَبِأَىِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ. يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ‏»

قوال در مورد محل دفن حضرت زينب(س)


1. حضرت زينب (س ) به مدينه آمد و پس از ورود به مدينه پيوسته عزادار و گريان بود تا اين كه پس از يك سال و نيم در همان مدينه از دنيا رفت و در همان جا دفن شد. اكنون از قبر آن بانوي محترمه، اثري در دست نيست . اين قول را علامه سيد محسن امين اختيار كرده و از اقوال ديگر معتبرتر مي داند.

2. حضرت زينب (س) پس از ورود به مدينه در مجالس و محافل سخن مي گفت و مظالم و جنايات يزيديان را بازگو مي كرد. فرماندار مدينه ماجرا را به يزيد نوشت و او دستور داد زينب را مخير سازند تا هر شهري كه مي خواهد (غير از مكه و مدينه) برود. حضرت زينب به شام رفت و در آنجا اقامت كرد و پس از چندي در همانجا از دنيا رفت، البته برخي احتمال داده اند قبري كه در شام است، قبر زينب صغري (ام كلثوم) است نه قبر زينب كبري.

3. زينب (س) به علت افشاگري عليه دستگاه بني اميه مجبور شد كه مدينه را ترك كند. از اين رو مصر را انتخاب كرد و در آنجا رحل اقامت افكند و همان جا از دنيا رفت. سيده زينب در شهر قاهره هم اكنون زيارتگاه مجلل و با شكوهي است و...، (ر.ك: زندگاني حضرت فاطمه(س ) و دختر آن حضرت، سيد هاشم رسولي محلاتي)

بنابراين نمى‏ توان به صورت يقينى گفت كه قبر حضرت زينب(س) در شام است و اگر مسلم باشد كه ایشان در شام دفن شده‏ اند در اين صورت مى‏ توان پرسيد كه آيا ایشان دوباره به شام برگشته‏ اند؟ در اين مورد برخى از مورخان نوشته‏ اند كه حضرت زينب كبرى(س) در اثر قحطى در مدينه و يا واقعه‏ «حرّه» به همراه شوهرش عبدالله به شام آمد و در آن‏جا وفات يافت.

پس از بررسى سه احتمال در مورد محل دفن حضرت زینب كبرى علیها السلام مى‏توان چنین نتیجه گرفت كه: احتمال مصر اشكالات فراوان دارد، احتمال مدینه بدون دلیل است و احتمال شام به نظر استوارتر مى‏ آید گرچه دو اشكال باقى مى‏ ماند: یكى اینكه به چه دلیل عبدالله جعفر حضرت زینب(س) را به شام برده است‏ با اینكه حضرت زینب(س) دل خوشى از شام نداشت و اشكال دیگر اینكه بسیارى از مورخین نوشته ‏اند: آنكه در شام دفن است «ام‌كلثوم‏» است.

اشكال دوم را بدین صورت مى‏ توان حل كرد كه منظور از «ام كلثوم‏» همان زینب كبرى(س) است، ولى مشكل اینجاست كه كسانى مثل ابن جبیر از این ام كلثوم به «زینب صغرى‏» و نه «زینب كبرى‏» تعبیر آورده ‏اند و در سنگ نوشته‏ اى كه از خاك مقبره در شام استخراج شده است، چنین نگاشته شده است كه: «هذا قبر زینب الصغرى المكناة بام كلثوم ابنت على بن ابوطالب امها فاطمة البتول سیدة نساء العالمین ابنت‏ سید المرسلین محمد خاتم النبیین صلى الله علیه و سلم.»

آنان كه تو را ساختند كجايند، چه شدند، چرا سخن نمى‏گويى؟


حسين بن صيقل مى‏گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم اين كه مردم مى‏گويند: يكساعت انديشه از يك شب عبادت بهتر است، چگونه بايد انديشيد؟ فرمود: به ويرانه يا خانه مى‏گذرد، بگويد:

آنان كه در تو ساكن بودند، آنان كه تو را ساختند كجايند، چه شدند، چرا سخن نمى‏گويى؟

رحمتش بر كسى او را از كيفر ديگرى غافل نمى‏كند

مولا على عليه السلام مى‏فرمايد: حضرت على عليه السلام در ستايش خداى سبحان مى‏فرمايد:

وَ لاتَحْجُزُهُ هِبَةٌ عَنْ سَلْبٍ وَ لايَشْغَلُهُ غَضَبٌ عَنْ رَحْمَةٍ وَ لاتُولِهُهُ رَحْمَةً عَنْ عِقابٍ.

و عطايش به كسى مانع سلب عطا از ديگرى نمى‏گردد و غضبش او را از رحمتش باز نمى‏دارد و رحمتش بر كسى او را از كيفر ديگرى غافل نمى‏كند

نيكى كردن به برادران

حضرت صادق عليه السلام از جمله كارهاى نيكى را كه از اسباب ورود به بهشت است به راوى اعلام مى‏فرمايد:

مِنْ صالِحِ الْاعْمالِ الْبِرُّ بِالْإِخْوانِ وَ السَّعْىُ فِى حَوائِجِهِم، فَفِى ذلِكَ مَرْغَمَةٌ لِلشَّيطانِ وَ تَزَحْزُحٌ عَنِ النِّيرانِ وَ دُخُولُ الْجِنانِ، أَخْبِرْ بِهَذَا غُرَرَ أَصْحابِكَ، قالَ: قُلْتُ مَنْ غُرَرُ أَصْحابى‏؟ جُعِلْتُ فِداكَ، قالَ: هُمُ الْبَرَرَةُ بِالْإِخْوانِ فِى الْعُسْرِ وَ الْيُسْرِ.

از جمله كارهاى شايسته، نيكى كردن به برادران و كوشش در برطرف ساختن نيازهاى آنان است اين كارها بينى شيطان را به خاك مى‏مالد و سبب دور شدن از آتش و ورود به بهشت است. اين مطلب را به ياران شريف خود برسان. راوى گفت: فدايت شوم ياران شريف من كيانند؟ فرمود: آنانى كه در سختى و آسايش به برادران نيكى مى‏كنند.

إِنَّ لِلَّهِ عُقُوباتٍ فى‏ القُلُوبِ وَ الأَبْدانِ:

امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد:

إِنَّ لِلَّهِ عُقُوباتٍ فى‏ القُلُوبِ وَ الأَبْدانِ: ضَنْكٌ في‏ المَعيشَةِ وَ وَهْنٌ فى‏ العِبادَةِ وَ ما ضُرِبَ عَبْدٌ بِعُقُوبَةٍ أَعْظَمَ مِنْ قَسْوَةِ الْقَلْبِ.

همانا خداوند را بر دلها و پيكرها كيفرهايى است، تنگى زندگى و سستى در عبادت و هيچ بنده‏اى به كيفرى سخت‏تر از سنگدلى مبتلا نشده است.

وظيفه شرعى


اگر عروس و داماد در خانه پدر شوهر و مادر شوهر زندگى مى‏كنند، يا در خانه پدر ومادر عروس، پدر و مادر دو طرف وظيفه شرعى، و تكليف واجب و مسئوليت اخلاقى دارند كه اوّلًا از تحريك شوهر نسبت به زن باردارش بپرهيزند، و ثانياً حال زن حامله را به هر شكل ممكن رعايت نمايند.

هفت خصلت به وقت ولادت كودك


كلينى بزرگوار، صاحب كتاب شريف كافى در روايتى نقل مى‏كند:

كام كودك خود را به آب فرات و تربت قبر حسين (عليه السلام) برداريد، اگر نبود، با آب آسمان كامش را برداريد.


معصوم (عليه السلام)  فرمود: هفت خصلت به وقت ولادت كودك سنت است:

مقدم‏ترين آنها نامگذارى است، تراشيدن سر، صدقه‏دادن به وزن موى تراشيده شده، عقيقه، آغشته كردن سر كودك به زعفران، پاك نمودن او به ختنه، خوراندن عقيقه به همسايگان.

امام صادق (عليه السلام) عقيقه كردن را مستحب بسيار مؤكّد دانسته، تا جائى كه نسبت به آن لفظ واجب را استعمال كرده است.

از حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) در رابطه با ختنه سئوال شد، فرمودند: ختنه در روز هفتم ولادت كودك از سنت است.

اصْدَقُ الْاسْماء


حضرت باقر (عليه السلام) فرمود:


صادق‏ترين نامها، نامهائى است كه بوى بندگى حق دارد، و برترين نامها براى فرزندان شما نام انبياء است

شمس مغربى مى‏گويد



اى كاينات، ذات تو را مظهر صفات‏

 

وى پيش اهل ديده، صفات تو به ز ذات‏

تا روى دلفريب تو آهنگ جلوه كرد

 

شد جلوه گاه روى تو مجموع كاينات‏

تا آفتاب حسن و جمالت ظهور كرد

 

ظاهر شدند جمله ذرّات ممكنات‏

     

 

از بس كه ابر فيض توباريد بر عدم‏

 

سر بر زد از زمين عدم چشمه حيات‏

يا اجمل الجمال و يا املح الملاح‏

 

يا الطف اللطايف و يا نكتة النكات‏

يا اشمل المظاهر و يا اكمل الظهور

 

يا برزخ البرازخ و يا جامع الشتات‏

نوح پيغمبر هرگاه داخل صبح مى‏شد ....

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: نوح پيغمبر هرگاه داخل صبح مى‏شد ده بار و هرگاه به شب مى‏رسيد ده بار به خواندن اين دعا مبادرت مى‏ورزيد:

خداوندا! تو را گواه مى‏گيرم كه هر نعمت و عافيتى در دين يا دنيا به من برسد از جانب توست، تو را شريكى نيست، حمد و سپاس نسبت به عنايات تو بر عهده من است، آن اندازه حمد وسپاس تا از من خرسند شوى و پس از خرسندى نيز ادامه داشته باشد.

نوح عليه السلام مى‏خواهد بگويد: خدايا! در جلب هيچ نعمت و عافيتى مرا قدرت و قوّت نيست، اين تويى كه با الطاف بى پايانت، منِ ضعيف و ناتوان را نوازش مى‏دهى و اين منم كه با توفيق تو به حمد و سپاس اقدام مى‏كنم.

سبحان اللَّه المَلِك القُدّوس‏

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: نوح پيغمبر هرگاه داخل صبح مى‏شد ده بار و هرگاه به شب مى‏رسيد ده بار به خواندن اين دعا مبادرت مى‏ورزيد:

اللَّهُمَّ إنّى اشْهِدُكَ أنَّهُ ما أصْبَحَ بى مِنْ نِعْمَةٍ وَ عافِيَةٍ فى دينٍ أوْ دُنْياً فَمِنْكَ، وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ، لَكَ الْحَمْدُ و لَكَ الشُكْرُ بِها عَلَىَّ حَتى‏ تَرْضى‏ وَ بَعْدَ الرِّضا. «6»

خداوندا! تو را گواه مى‏گيرم كه هر نعمت و عافيتى در دين يا دنيا به من برسد از جانب توست، تو را شريكى نيست، حمد و سپاس نسبت به عنايات تو بر عهده من است، آن اندازه حمد وسپاس تا از من خرسند شوى و پس از خرسندى نيز ادامه داشته باشد.

نوح عليه السلام مى‏خواهد بگويد: خدايا! در جلب هيچ نعمت و عافيتى مرا قدرت و قوّت نيست، اين تويى كه با الطاف بى پايانت، منِ ضعيف و ناتوان را نوازش مى‏دهى و اين منم كه با توفيق تو به حمد و سپاس اقدام مى‏كنم.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: اميرمؤمنان على عليه السلام هرگاه داخل صبح مى‏شد پيوسته ذكر سبحان اللَّه المَلِك القُدّوس‏ مى‏خواند و سپس اين دعا را زمزمه مى‏كرد:

اللّهُمَّ إِنّى‏ أعُوذُ بِكَ مِنْ زَوالِ نِعْمَتِكَ، وَ مِنْ تَحْويلِ عافِيَتِكَ، وَ مِنْ فُجاءَةِ نِقْمَتِكَ، وَ مِنْ دَرَكِ الشَّقاءِ، وَ مِنْ شَرِّ ما سَبَقَ فِى اللَّيْلِ وَ النَّهارِ.

اللَّهُمَّ إِنّى‏ أسْألُكَ بِعِزَّةِ مُلْكِكَ، وَ بِشِدَّةِ قُوَّتِكَ، وَ بِعِظَمِ سُلْطانِكَ، وَ بِقُدْرَتِكَ عَلى‏ جَميعِ خَلْقِكَ انْ تَفْعَلْ بى‏ كَذا وَ كَذا.

الهى! از زدوده شدن نعمت و از برگشت عافيت و از به ناگاه وارد شدن عقوبت و از دريافت شقاوت و از آنچه در شب و روز به سوى ما پيشى گرفته و مرا قدرتى در جلب اين خوبى‏ها و دفع اين بدى‏ها نيست به تو پناه مى‏برم.

الهى، از تو درخواست مى‏كنم به غلبه پادشاهيت و به شدّت نيرويت و به بزرگى سلطنتت و به توانايى تو بر آفريدگانت كه برايم همه نوع خيرى بخواهى.

اگر مى‏خواهيد بناى زندگى شما استوار بماند


استاد حسین انصاریان:

من از ابتداى ورودم در لباس روحانيت تا اين لحظه كه اين سطور را مى‏نويسم براى صدها نفر مرد و زن عقد دائم جارى كرده‏ام، پس از عقد به داماد و عروس گوشزد نموده‏ام اگر مى‏خواهيد بناى زندگى شما استوار بماند، و كانون خانه صورت بتون آرمه به خود بگيرد، لازم است چند مسئله اسلامى و اخلاقى را حتماً رعايت شود:

1- نسبت به يكديگر كم توقع باشند،

2-- در پيش آمدهائى كه جنبه اشتباه و خطا دارد نسبت به يكديگر پر گذشت باشند،

3- زن به همه افراد خانواده شوهر به حكم صله رحم احترام گذارده و خواسته‏اى بر ضد آنان بر شوهر خود تحميل نكند، مرد به همه افراد خانواده زن به عنوان صله رحم احترام نهاده و از تلخ كردن ذائقه زن نسبت به خانواده‏اش بپرهيزد.

4- زن هزينه لباس و زينت و مخارج روز مره را برابر با قدرت اقتصادى شوهر نظام دهد. 5- زن در برخوردهايش شخصيت شوهر را رعايت كند، و مرد نيز به شخصيت زن احترام بگذارد و از تحقير و كوچك نمودن او جداً بپرهيزد.

6- به جاى استبداد در رأى هم فكرى و مشاركت حاكم باشد،

7- در همه شرايط از اظهار محبت و عشق به يكديگر دريغ نشود.

8- از سخت‏گيرى نسبت به يكديگر به ويژه در رفت و آمدهاى معقول خانوادگى، و ميهمانى‏هاى شرعى و طبيعى و مسافرت‏ها پرهيز شود.

9- در غيبت يكديگر، شخصيت طرف غايب نزد خانواده و اقوام جداً رعايت گردد.

10- هر دو با مساعى يكديگر به امور خانه و رسيدگى به فرزند بدون كسالت، و شانه‏خالى كردن از بار مسئوليت اقدام نموده و همه امور ده گانه را به عنوان عبادت حق به حساب بياورند




چهار ماه درود بر من و آل من


براى رسول الهى كه آگاه به همه حقايق بوده در مرحلهاى از وضوح و روشنائى قرار داشت كه فرمود:

 

فرزندانتان را به خاطر گريه كردنشان نزنيد، زيرا چهار ماه گريه آنان شهادت به وحدانيت خداست، و چهار ماه درود بر من و آل من، و چهار ماه دعا براى پدر و مادر است.

حق مرد بر زن

نفوذپذيرى و اثرگيرى زن زياد است، بنابراين به اين حالت طبيعى خود، و امكان اشتباه و حسادت ديگران توجه عميق داشته باشد، و در رعايت حق شوهر، كه رعايت حق ايمانى و اسلامى و انسانى است خدا را ملاحظه كند، و قيامت خود را در نظر بگيرد.

مرد دوست دارد زن، زن او باشد، حالات زن بودنش محفوظ باشد، از اينكه بالاخره زن است و زن آفريده شده دست برندارد، لطافت، ناز، طنازى، عشوه‏گرى خود را براى شوهر حفظ كند، مقلد ديگران و قبول‏كننده دخالت اقوام نزديك و دور و همسايه و معاشر نباشد.

بسيارى از مردان جوان، و متوسط  از عادى بودن، بى‏تفاوت بودن، بى‏ميل بودن زنانشان به مسئله تمكين، و دورى كردنشان از آرايش براى شوهر و لباس زيبا پوشيدن، و جلوه دادن خود شكايت كرده، و ميل به رفتن دنبال متعه، يا ازدواج مجدد را اظهار كرده، و درخواست حل مشكل نموده‏اند.


رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) از بيرون رفتن زنان از خانه بدون اجازه شوهر نهى كردند، اگر زن بدون اجازه و رضاى شوهر خارج شود تمام ملائكه آسمان و هر جن و انسى كه بر او مى‏گذرد لعنتش مى‏كنند تا به خانه بازگردد.


اميرالمؤمنين (عليه السلام) به مردان سفارش اكيد مى‏كند:

بانوان را از ديدن اجانب حفظ كن، زيرا محجوب بودن آنان عفتشان را بيشتر حفظ مى‏كند، بيرون رفتن آنان و در مناظر عمومى قرار گرفتنشان، فسادش بيشتر از اين نيست كه افرادى را كه مورد اعتماد نيستند به خانه ببرى، اگر توانستى كارى كنى كه جز ترا نشناسند اين كار را انجام بده.


امام ششم فرمود:

ملعون است ملعون زنى كه همسرش را بيازارد و وى را غمگين و غصه‏ دار كند، و خوشبخت است خوشبخت زنى كه احترام شوهر را نگه دارد و وى را نيازارد و در هر حال از وى اطاعت نمايد.

رسول حق از اينكه زن در خارج از خانه لباس چشمگير بپوشد، به‏صورتى‏كه نظر ديگران را جلب‏كند نهى فرموده، و ازاينكه زيور صدادار باخود بردارد قدغن نمود.


مردى كه در برابر ديدگانش، و با رضايت و اجازه او، زنش آرايش كند و از خانه بيرون رود، به صورتى كه در معرض ديد همگان قرار گيرد ديّوث است، هركه آن مرد را ديوث بنامد گناهى نكرده.

رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

منهاى اجازه شوهر از مال مرد به كسى نبخشد، اگر بخشيد گناهش از او و ثوابش مربوط به شوهر است.



امام باقر (عليه السلام) فرمود:

حضرت زهرا (عليها السلام) كارهاى داخلى منزل، و خمير كردن، و نان پختن را به عهده گرفت، و اميرالمؤمنين (عليه السلام) كارهاى خارجى مانند هيزم آوردن، و خريد مايحتاج منزل را.


رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

حق مرد بر زن اين است كه چراغ خانه را روشن كند، غذا را آماده كند، هنگام ورود تا در خانه استقبالش كند، و خوش‏آمد بگويد، آفتابه و لگن و حوله حاضر نمايد، آب روى دستش بريزد، و بدون عذر، خود را از او دريغ ننمايد


شیخ حسین انصاریان

على (عليه السلام) در رابطه با چنين مردان اختيار از دست داده، و ضعيف و زبون شده فرمود:

هر مردى اختيارش را به دست زن دهد ملعون است.



ثواب صدقه دارد.

رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

اذا انْفَقَ الْمُسْلِمُ عَلى اهْلِهِ نَفَقَهً وَهُوَ يَحْتَسِبُها كانَتْ لَهُ صَدَقَهٌ.

آنچه را مسلمان به خاطر خدا براى همسرش مى‏خرد ثواب صدقه دارد.

ممكن است آن نعمت از او سلب شود.


موسى بن جعفر (عليه السلام) فرمود:


عائله مرد در اختيار و قيد اويند، خداوند به هر كس نعمت داده بر عائله خود گشايش دهد، وگرنه ممكن است آن نعمت از او سلب شود.

مانند كسى است كه در خانه مستمندان صدقه مى‏برد،

رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

كسى كه به بازار مى‏رود و براى عيالش تحفه مى‏خرد، مانند كسى است كه در خانه مستمندان صدقه مى‏برد، او بايد تحفه خريده شده را وقتى به خانه برد ابتدا به دخترانش بدهد، زيرا هركس دخترش را خوشحال كند چنان است كه بنده‏اى از نسل اسماعيل آزاد كرده، و هركس ديده پسرش را با بردن تحفه روشن كند، گويا از ترس خدا اشك ريخته، و كسى كه از ترس خدا گريه كند حضرت حق او را وارد بهشت‏هاى پرنعمت كند.


محبوبتر از بنده آزاد كردن

امام سجاد (عليه السلام) فرمود:


وارد شدن به بازار و خريد يك درهم گوشت براى عائله‏ام كه آن را هوس كرده‏اند، براى من محبوبتر از بنده آزاد كردن است.

امور معنوى و ارزشى

اسلام گرچه اين امور ظاهرى را نفى نمى‏كند ولى نظرش در مرحله اول در انتخاب همسر امور معنوى و ارزشى است

من نكح لله


من نكح لله و انكح لله استحق ولاية الله:

كسى كه براى خدا ازدواج كند، و براى خدا زمينه ازدواج كسى را فراهم نمايد، شايسته قرار گرفتن در عرصه ولايت خدا مى‏شود

چون عمل كرد ده حسنه نوشته شود.

حضرت باقر يا امام صادق عليهما السلام فرمودند:

آدم عليه السلام به حضرت حق عرضه داشت: الهى! شيطان را به من راه دادى تا جايى كه همچون خون بتواند در تمام شؤون حيات من جريان داشته باشد؛ چيزى براى من قرار ده كه بتوانم حيله او را از خود برطرف كنم. خطاب رسيد اين واقعيّت را برايت قرار دادم كه اگر كسى از فرزندانت تصميم بر بدى گرفت در پرونده‏اش نوشته نشود و چون بر خوبى نيّت كرد و آن را به عمل نياورد يك حسنه برايش ثبت شود و چون عمل كرد ده حسنه نوشته شود.

عرضه داشت: الهى! بر من بيفزا. خطاب رسيد: اگر از ذرّيّه‏ات گناهى سر زد سپس توبه كرد او را مى‏بخشم. آدم درخواست عنايت بيشترى كرد، پاسخ آمد، براى تمام آنان توبه قرار دادم و وقت توبه را تا رسيدن جان به حنجره مقرر كردم. گفت: پروردگارا! مرا كفايت مى‏كند

اگر به مرحله عمل نياورد، يك حسنه

امام صادق عليه السلام فرمود:

به هنگامى كه عبد تصميم بر عملى پاك و كارى نيك بگيرد، اگر نيّتش را به مرحله عمل درآورد براى او در پرونده‏اش ده حسنه نوشته شود و اگر به مرحله عمل نياورد، يك حسنه و چون تصميم بدى برگزيند، در نامه عملش ثبت نشود و اگر نيّت آلوده‏اش را جامه عمل بپوشد به اندازه نه ساعت به او مهلت مى‏دهند، اگر پشيمان شد و به راه توبه رفت، ثبت نمى‏كنند، ورنه همان يك گناه را در نامه‏اش ضبط مى‏كنند

هر كس در برابر غضب حق به دنبال خشنودى مردم است

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

مردى از كوفه به محضر مبارك امام حسين عليه السلام نوشت: اى آقاى من، از خير دنيا و آخرت مرا با خبر كن. امام در جوابش نوشت:

آن كه در برابر خشم مردم در جستجوى خشنودى خداست، حضرت حق وى را از امور مردم كفايت خواهد كرد. و هر كس در برابر غضب حق به دنبال خشنودى مردم است، خداوند او را از عناياتش محروم و به دست همان مردم مى‏سپارد. والسلام.

مارا در ارتباط با نيّت پاك قدرت عنايت كن


حضرت زين العابدين عليه السلام :

یا ربّ العالمين و يا اكرم الاكرمين، به هنگامى كه ما انسان‏ها بين دو تصميم قرار گرفتيم يكى نيّت سوء و ديگر تصميم پاك، مارا در ارتباط با نيّت پاك قدرت عنايت كن تا از اين طريق رضايت و خشنودى تو را جلب كنيم، اى مهربان پروردگارى كه به ذات قلوب و آنچه در دل‏ها از خوب و بد مى‏گذرد، آگاهى

غصه ‏اى كه قطع شدنى نيست


رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه صبح كند و همّ و غمش دنيا باشد چيزى از عنايت حق نصيب او نيست و خداوند متعال قلبش را ملازم با چهار خصلت كند.

1. غصه ‏اى كه قطع شدنى نيست.

2. گرفتارى و اسارتى كه فراغتى در آن نمى‏باشد.

3. فقرى كه به دنبالش غنا نيايد.

4. آرزويى كه به پايانش نرسد