بصیرت
خلاصه، اين دسته مىتوانند لايههاى زيرين حقيقت را مشاهده كنند؛ براى مثال، وقتى به پيامبر مىنگرند، وى را پيامبر مىبينند. نگاه
آنان مانند نگاه ابو لهب نيست كه از پيغمبر بيگانه باشد. او پيامبر را پيامبر نمىديد. در نتيجه، به آخرين فرستاده خدا اشاره مىكرد و به مردم مىگفت: اين يتيم برادر من است، پس ضرورتى ندارد سخن او را بپذيريم. وى افراد را تحريك مىكرد پيامبر، صلى اللّه عليه و آله، را كتك بزنند يا به قتل برسانند. علت اين مساله فقط مىتواند كورى باطن او باشد؛ چراكه بصير پيامبر را پيامبر، خدا را خدا، بت را ناتوان، شيطان را دشمن و زيانبار، و فرهنگهاى غلط را باطل مىيابد و در نهايت، قيامت را در همين دنيا جستجو مىكند.
بصير در اين دنيا زندگى مىكند اما در آخرت به سر مىبرد، كليه حقايق را لمس مىكند و مكشوف مىيابد، و به حريمهايى راه پيدا مىكند كه ديگران از ورود به آن حريمها بازداشته شدهاند. حضرت امير مؤمنان على، عليه السلام، در كلامى تكاندهنده مىفرمايند:
«لو كشف الغطاء ما از ددت يقينا».
اگر همه پردهها را كنار بزنند، چيزى بر يقين من اضافه نخواهد شد (چون براى من، پردهاى براى كنار رفتن باقى نمانده است).
در ادبيات عرب، هرچه بعد از حرف «لو» قرار مىگيرد ممتنع است.
بنابراين، وقتى حضرت على، عليه السلام، مىفرمايند اگر همه پردهها را كنار بزنند، يعنى پردهاى نيست كه كنار بزنند؛ زيرا ايشان به تمام حريمهاى غيب و شهود پروردگار مهربان عالم راه پيدا كردهاند و هرچه مىگويند براساس مشاهده و لمس است. پس حق ايشان است كه امام كل عالم باشند و حق كل عالم است كه به ايشان اقتدا كنند