امام زمان کوه نشین نیست!
دکتر غلامعلی رجایی در گفت وگو با شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، موضوع مهدویت را موضوعی فرادینی دانست و گفت: اگر چه مهدی یک واژه مذهبی، اسلامی و شیعی است اما از نظر من این واژه به بحث اعتقاد به منجی در تاریخ بشریت منتهی می شود، زیرا بشر وقتی درگیر حوادث و سوانح می شود، به ناجی یا منجی فکر می کند و این مساله در یک منظر شمول جهانی دیده می شود. در عین اینکه این ایده به عنوان ایده مذهبی در مزامیر داوود، انجیل های مختلف، تورات و حتی آموزه های بودا هم آمده است..
او افزود: البته متاسفانه به این مفهوم از مهدویت کمتر توجه می شود و ما در ابتدا مهدویت را دینی، بعد اسلامی و بعد شیعی می دانیم و البته شیعی بودن آن را هم منحصر به اثنی عشری می کنیم و عامه بشریت را نیز در این مساله شریک نمی بینیم.
رجایی با بیان اینکه مفهوم و موضوع مهدویت در پروسه تاریخی دچار فراز و نشیب های جدی بوده است، اظهار کرد: درپروسه مهدویت کسانی بودند که با مهدی یا تشابه اسمی داشتند یا به صورت تصنعی یا مفهومی خود را به ایشان نزدیک می کردند. به عنوان مثال؛ ابومسلم شخصی معروف در تاریخ است که به دلیل روایات پیامبر که گفته بودند، پرچم های سیاهی از خراسان به اهتزاز در می آید که هیچ چیز جلوگیر آنها نیست، ندای مهدویت سر می دهد و البته شکست می خورد. ابومسلم پرچم دفاع از عباسیان را بلند کرده بود و از طرف آنها هم سر به نیست شد. یا وقتی اسم مهدی ایشان به میان می آید، مهدی سودانی و دیگر اشخاص همنام ایشان از این فرصت استفاده می کنند و خود را مطرح می کنند. لذا مامنی پیدا می شود تا استکبار و استعمار سوار بر موضوع شوند و بحث هایی مانند بهاییت و بابیت را که در زمان ناصرالدین شاه بابی ها مطرح بود را راه بیندازند که البته یکی از اقدامات مفید مرحوم میرزا تقی خان امیرکبیر، صدراعظم لایق دوره میانی قاجار از بین بردن آنها بود، اما آنها خود را تا دوره پهلوی دوم کشاندند و کار به جایی رسید که آقای بروجردی رسما به محمدرضا پهلوی اخطار می دهد که باید دامنه فعالیت بهایی ها در کشور محدود شود..
او با اشاره به اینکه در قرن حاضر موضوع مهدویت حساسیت دیگری پیدا کرده است، گفت: امروزه مساله مهدویت از حالت باب تراشی و مهدی تراشی یا ایجاد انحراف عقیدتی در میان ملل اسلامی فاصله گرفته و به سمت هنر و هنر هفتم و فیلم سازی روی آورده است لذا افراد برای به انحراف کشاندن مساله مهدویت، فیلم های متعددی مانند روز استقلال و پروژه بازی یارانه یی جهنم خلیج فارس را می سازند که در آن مسلمانان و در راس آنها مهدی مظهر شر، ترور، انفجار، تخریب و آسیب رسانی به جهان بشریت است و در مقابل آنها آمریکایی قرار دارد که ناجی جوامع بشری از خطر مهدی است؛ یعنی مهدی به عنوان دجال مطرح می شود که می خواهد مسیحیت را نابود کند و در این پروژه، مسیح از آسمان به زمین می آید و مهدی را از بین می برد و جهان را مسیحی می کند. بنابراین در عصر جدید به جای مهدی تراشی و باب تراشی، یک نوع استراتژی فرهنگی و رسانه یی مطرح است که تقابل اسلام و مسیحیت و بحث های آخرالزمان را به میان می آورد.
رجایی این تقابل جهان غرب برای اسلام را تا حدودی مربوط به کم کاری شیعیان دانست و تصریح کرد: کسانی که تقابل بین اسلام و مسیحیت را مطرح می کنند، دست روی نقطه حساسی گذاشته اند زیرا ما در روایات داریم که مسیح و مهدی در آخرالزمان به هم ملحق می شوند. همچنین داریم که مادر امام زمان، حضرت نرجس خاتون، به شکلی از نوادگان یکی از صحابه های حضرت مسیح است یعنی سرنوشت جهان اسلام و جهان مسیحیت با پروسه مهدی و مهدویت گره خورده است لذا آنها روی نقطه اتصال دست گذاشته اند و تقابل بین اسلام و مسیحیت را مطرح می کنند و اینکه اینها با جنگ باید با هم روبرو شوند و از آن طرف هم با تلقی نادرست از این جمله امام (ره) که فرمود؛ خون بر شمشیر پیروز است، چهره خشنی از اسلام را نشان می دهند که خون برای اینها مقدس است. بنابراین اگر چه شیعه در این قضیه کم کاری داشته است، اما اساسا چون مفهوم مهدویت، مفهوم خطرسازی برای جهان غرب است و در افق آن نابودی غرب و استکبار وجود دارد، لذا از این راه به میدان آمده اند و به دنبال روزنه توفیقی برای خود می گردند..
او با اشاره به کم کاری های شیعیان در عرصه مهدویت و به ویژه در ادبیات شیعه، گفت: در بعضی منابع روایی شیعیان آمده است که امام عسگری (ع) به فرزند خود می گوید که فرزندم برو و در کوه ها ساکن شو، در صورتی که این سخن با سخنی که در دعای ندبه به زبان می آوریم در تضاد است زیرا در دعای ندبه می خوانیم که یا صاحب الزمان کجا هستی، آیا در کوه رضوی هستی یا کوه ذی طوی هستی؟ البته بنده منکر این نیستم که حضرت صاحب همانند جد اطهر خود خلوتی در کوه ها داشته باشند اما اساسا این مفهوم انحرافی است که می گوییم ایشان را به صحرانشینی و کویرنشینی و کوه نشینی توصیه کرده اند. جالب اینجاست که بعضی ها بر همین مبنا معتقدند که ایشان در راستای سیاست مردم و جامعه گریزی، در مکانی به نام مثلث برمودا به سر می برند که جزیره ای اسرار آمیز است و اگر کشتی ها و هواپیماها به آن نزدیک شوند غرق خواهند شد. این مسایل انحرافی است و بعضا مسلمانانی که این مساله را قبول کرده اند، فریب خورده اند..
رجایی با تاکید بر اینکه نگرش مسلمانان در مورد حضرت مهدی (عج) موافق با شیعه نیست و یکی از عوامل این مساله دوری از قرآن است، گفت: اغلب مسلمانان معتقدند حوادث پیامبر پس از ارتحال ایشان در قرآن گفته نشده است. مثلا حادثه کربلا و حتی نام امام علی و ولادت ایشان در قرآن وجود ندارد. آیا می شود پذیرفت حادثه با اهمیت عاشورا در قرآن نیامده باشد؟ در حالیکه امام رضا(ع) به صراحت و با ذکر آیه ای در سوره زمر تاکید می کنند که نام جدم علی(ع) در قرآن وجود دارد. از سویی دیگر، وقتی پیامبر در خطبه طولانی غدیر خم، در آن گرما و اجتماع صحبت می کند و بیش از پنج بار نام مبارک فرزندش مهدی را می آورد، آیا می توان گفت که مهدویت در قرآن نیست و ایشان فارغ از قرآن بر آن تاکید کرده است؟ لذا برای اینکه به پاسخ این مساله نزدیک شویم و مسلمانان در این مساله مهم با هم اتفاق نظر داشته باشند، باید با زبان قرآن آشنا شویم..
او افزود: خداوند در قرآن از بئر معطله (چاه معطل) و قصر مشید نام برده است. در اینجا سوالی مطرح می شود که آیا قرآن را همه می فهمند؟ اگر بگوییم بله، پس همه باید بدانند که منظور از بئر معطله در قرآن چیست؟ اما اگر جواب به این سوال ها منفی باشد، باز هم این سوال مطرح می شود که پس این قرآن چه کتابی است که برای ناس آمده، اما ناس نمی تواند آن را بفهمد؟ بنابراین در اینجا وجود و علم اهل بیت (ع) به قرآن مطرح می شود که به ما بگویند که منظور از بئر معطله در قرآن همان امام علی(ع) است. چراکه در چاه، آب است و خاصیت آب سیرابی، سرسبزی، شادابی، کویرزدایی و رفع تشنگی است که همه این خصوصیات در امام علی وجود دارد به عبارت دیگر قرآن در یک پیش بینی از حوادث پس از رحلت پیامبر 25 سال خانه نشینی ایشان را به بئر معطله تعبیر کرده است..
این استاد دانشگاه هم چنین با اشاره به نحوه بیان داستان اصحاب کهف در قرآن، یادآور شد: چطور ممکن است که ما بپذیریم قرآن در مورد نحوه خوابیدن سگ اصحاب کهف که روی دو ساق دست خوابیده بوده است، تکیه می کند و می فرماید: و كلبهم باسط ذراعيه بالوصيد؛ اما در مورد مهدویت که موضوعی عام و مساله آخرالزمان، واقعه قیامت را به لحاظ زمانی شامل می شود، بی تفاوت می ماند؟! البته ممکن است بعضی بگویند که پیامبر به وقایع بعد از خود کاری نداشت و قرآن، بعد از پیامبر حرفی برای گفتن ندارد، زیرا مردم زمان پیامبر بر اساس آموزه های ایشان به یک بلوغ عقلی رسیده بودند اما قطعا این سخن مردود است زیرا در تاریخ داریم که هنوز پیامبر زنده بود که بحث اصحاب رده مطرح می شود و کسی ادعای پیامبری می کند و عده ای دیگر هم به او ایمان می آورند. مسایل خلافت بعد از پیامبر نیز نشان می دهد که این بلوغ محقق نشده است و راه همواری برای ادامه صحیح مسیر نبوت از طریق امامت علی و اولاد ایشان که آن همه مورد تاکید و تایید پیامبر بوده است، وجود نداشته است..
او با بیان اینکه قرآن یک زبان سمبلیک دارد که غالبا با این زبان حرف خود را می زند، به آیه 17 سوره حدید اشاره کرد و گفت: خداوند در این آیه می فرماید که؛ "اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها"؛ بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده مىکند. برخی معتقدند که این ایه در بیان باران است، اما قطعا منظور آیه مساله ای دیگر است که نیازی به بیان آن در لفافه نیست. اگر منظور قرآن از آب باران بود صریحا می فرمود مطر(باران) ولی این را نفرمود. امام کاظم(ع) هم صریحا می فرمایند که مراد آیه این نیست که خداوند زمین تشنه را با نزول باران زنده می کند، بلکه خداوند مردانی را بر می انگیزاند که عدالت را زنده می کنند و در نتیجه عدل زمین احیاء می شود. هم چنین می فرمایند: بدانید اجرای حدود احکام خدا در زمین از بارش 40 روز باران مفیدتر است، زیرا با اجرای حدود الهی ریشه فساد و دزدی و خلاف شرع در زمین قطع می شود. امام باقر(ع) هم می فرمایند: خداوند به وسیله قائم ما زمین را زنده می کند، چراکه به وسیله کفر اهل زمین، زمین می میرد. هم چنین ابن عباس به عنوان بزرگ ترین شاگرد امیرالمومنین در تفسیر می گوید: « منظور از این آیه این است که زمین بر اثر ستم زمینیان می میرد» او معتقد بود عدل و داد موجب حیات زمین است..
رجایی با تاکید بر این مفهوم به دو نکته اشاره و اظهار کرد: امام در پاسخ به کسانی که به ظاهر آیات قرآن در مورد عدم اشاره آن به نام امام علی یا طرح مساله مهدویت و نام مهدی می پردازند و می گوید که مگر عسل درقرآن به عنوان شفادهنده نیامده است؟ پس چرا به بعضی مریض ها همانند سرطانی ها وقتی عسل می دهند، آنها نه تنها شفا نمی یابند بلکه می میرند؟! لذا امام می فرماید که منظور از عسل ما (اهل بیت) هستیم و شیعیان ما کندوی عسل هستند که گفته ها و اقوال ما را به همه جا انتشار می دهند. چنانچه در روایتی هم آمده است که شیعتنا کالنحل. امام(ع) می فرماید؛ اگر مردم بدانند که شیعیان ما چه باطن شیرینی دارند، همانطور که عسل را می خورند، شیعیان ما را درمی یابند چراکه آنها سراپا حکمت و حرف های آموزنده و شیرینی هستند که از ما برداشت و تغذیه می کنند..
او افزود: در روایتی دیگر هم آمده است که می گوید؛ امام صادق(ع) در حال خوردن غذا بودند، ابوحنیفه هم که یکی از رهبران مطرح چهار فرقه اهل سنت است، در آنجا نشسته بود، امام بعداز خوردن غذا فرمودند خدا و پیامبر را شکر که از فضل خود ما را مرحمت فرمودند. ابوحنیفه با شنیدن این سخن به امام می گوید آیا شما به شرک معتقد هستید که فضل رسول را در کنار خدا آوردید؟ امام هم در پاسخ به او می گویند نه، ابوحنیفه هم می گوید پس چرا گفتید خدا و رسولش از فضلشان؟ امام فرمودند آیا قرآن را خوانده ای؟ ابوحنیفه بیان می کند که من حافظ قرآن هستم، کجایش را می فرمایید؟ امام هم می فرمایند، آنجا که می گوید؛ ( إلا أن أغناهم الله و رسوله من فضله). ابوحنیفه بعد از شنیدن آیه همانند فردی بود که انگار تا بحال چنین آیه ای را نشنیده بود، لذا امام به او می فرماید که والله تو ای ابوحنیفه کسی هستی که حتی یک کلمه از قرآن را بلد نیستی و در عین حال ادعای علم می کنی..
رجایی با اشاره به روایتی دیگر از امام صادق(ع) تصریح کرد: کسی پیش امام صادق(ع) آمده و می پرسد شنیده ایم شما گفته اید هر جا در قرآن کلمه رب آمده است، منظور جدتان علی(ع) امیرالمومنین است. امام هم فرمودند: بله و سوره یوسف و آیات آن را مطرح می کنند که چطور قرآن به عزیز مصر در زمان حضرت یوسف، وحی می فرماید فیسقی ربه خمرا یکی از آن دو نفر که خواب دیده بودند و برای تعبیر خوابشان نزد یوسف آمدند در خواب دید که به رب خود یعنی مالک و آقای خود خمر می نوشاند، سپس بیان می کنند که چطور ممکن است قرآن غیر خدا را رب بخواند، اما جد ما را رب نداند؟ حضرت بعد از آن آیه وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهورا را می خوانند و بیان می کنند که مگر خداوند دست دارد که بخواهد در قیامت از شراب طاهر به بندگان خود بخوراند؟ آن فرد هم می گوید خیر، خدا منزه است از اینکه جسم باشد و دست داشته باشد. امام هم می فرمایند در این آیه منظور از ربهم جد ما علی است والله این کار به دست جد ما امیرالمومنین انجام خواهد شد..
او یادآور شد: هم چنین یک آیه از سوره جن است که می فرماید؛ والواستقامو علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا، در تمامی ترجمه ها آمده است که اگر مردم بر ایمان استوار باشند از آبی گوارا به ایشان می نوشانیم، اما این معنا درست نیست، چراکه اینجا بحث عرفان و طریقت در کنار شریعت مطرح است و این طریقت راهی است که امیرالمومنین رفته است؛ بنابراین با مثال هایی که زده شد، معلوم می شود که قرآن گاهی با زبان سمبلیک و گاهی با زبان صراحت و اشاره سخن خود را بیان می کند و این ما هستیم که باید با این زبان آشنا شویم و مساله مهدی و مهدویت از همین سبک و سنخ موضوعاتی است که با زبان اشاره و رمز آلود به آن پرداخته شده است..
این گفت وگو ادامه دارد...