اللهم ارزقنى حبك و حب من يحبك
«ان ابراهيم قال لملك الموت اذا جاءه ليقبض روحه: هل رأيت خليلًا يميت خليله؟ فاوحى الله عزوجل اليه هل رأيت محبا يكره لقاء حبيبه؟»
هنگامى كه ملك الموت براى قبض روح ابراهيم آمد ابراهيم به او گفت: دوستى را ديدهاى كه دوستش را بميراند؟! خداوند به ابراهيم وحى كرد آيا عاشقى را ديدهاى كه نسبت به لقاء محبوبش بىميل باشد؟!
از رسول خدا دعاى مهمى به اين مضمون روايت شده است:
«اللهم ارزقنى حبك و حب من يحبك و حب ما يقربنى الى حبك و اجعل حبك احب الى من الماء البارد:»
خداوندا محبتت، و محبت محبوبت و محبت آنچه مرا به تو نزديك مىكند نصيب من فرما، و محبت خود را در ذائقهام از آب سرد محبوبتر قرار بده.
عربى به محضر رسول اسلام مشرف شد و عرضه داشت: اى پيامبر خدا قيامت چه زمانى برپا مىشود؟ حضرت فرمود: چه توشهاى براى آن آماده كردهاى؟
گفت: نماز و روزه زيادى فراهم نكردهام ولى عاشق خدا و رسول او هستم، حضرت فرمود
«المرء مع من احب»
انسان با همان كسى است كه او را دوست دارد.
روايت شده: عيسى به سه نفر گذشت كه بدنهايشان لاغر شده بود و رنگ از رخسارشان تغيير كرده بود، گفت شما را چه چيزى به اين وضع دچار ساخته؟ گفتند ترس از دوزخ گفت بر خداست كه ترسوى از عذاب را ايمنى دهد.
سپس به سه نفر ديگر گذشت كه لاغرى و رنگ پريدگى آنان از گروه اول بيشتر بود، به آنان فرمود چه چيزى شما را به اين حالت گرفتار كرده؟ گفتند: شوق به بهشت گفت: بر خدا است حق است كه آنچه را اميد داريد به شما عطا كند.
پس به سه نفر ديگر گذشت كه لاغرى و رنگپريدگى آنان از گروه دوم بيشتر بود و گوئى بر صورتشان آئينههائى از نور وجود داشت، گفت شما را چه چيزى به اين مرتبه رسانيده گفتند عشق خداى عزوجل، گفت: شما مقربون هستيد، شما مقربون هستيد. هرمبن حيان گفته:
«المؤمن اذا عرف ربه عزوجل احبه و اذا احبه اقبل اليه و اذا وجد حلاوة الاقبال اليه لم ينظر الى الدنيا بعين الشهوه و لم ينظر الى الآخرة بعين الرغبة و هو بجسده فى الدنيا و روحه فى الآخرة:»
مؤمن هنگامى كه خدا را بشناسد عاشق او مىشود، و چون عاشق او شود به سوى او ميرود، و چون شيرينى رفتن به سوى او را بچشد دنيا را با چشم خواستن و آخرت را با ديده رغبت نظر نمىكند، او با بدنش در دنيا و با روحش در آخرت است.
از اميرمؤمنان (ع) روايت شده است:
«حب الله نار لا يمر على شىء الا احترق، و نور الله لا يطلع على شىء الا اضاء، و سماء الله ما ظهر من تحته من شىء الا عظاه، و ريح الله ما تهب فى شىء الا حركته و ماء الله يحيى به كل شىء، و ارض الله ينبت منها كل شىء فمن احب الله اعطاه كل شىء من الملك و الملك:»
محبت به خدا و عشق به حق آتشى است كه بر چيزى نمىگذرد مگر آن كه مىسوزاند، و نور خدا بر چيزى طلوع نمىكند مگر آن كه روشن مىكند، و چيزى از زير آسمان خدا ظهور نمىماند مگر آن كه او را مىپوشاند، و نسيم خدا در چيزى نمىوزد مگر آن كه او حركت مىدهد، و آب الهى مايهاى است كه هر چيزى به آن زنده مىشود، و زمين خدا واقعيتى است كه هر چيزى از آن مىرويد، پس كسى خدا را دوست داشته باشد خدا همه چيز از مُلك و مِلك به او عطا مىكند.
از رسول خد روايت شده است:
«اذا احب الله عبدا من امتى قذف فى قلوب اصفيائه و ارواح ملائكته و سكان عرشه محبته ليحبوه فذلك المحب حقا، طوبى له ثم طوبى له و له عند الله شفاعة يوم القيامة»
چون خدا بندهاى از امتم را دوست داشته باشد محبتش را در قلوب برگزيدگانش و ارواح فرشتگان و سكان عرشش مىاندازد تا او را دوست داشته باشند در نتيجه چنين كسى عاشق حقيقى است، خوشا به حال او، خوشا به حال او، براى او در قيامت نزد خدا مقام شفاعت است