مردى خدمت حضرت صادق (عليه السلام) از شخصى شكايت كرد، زمانى نگذشت كه شكايت‏شده از راه رسيد، امام ششم فرمود: شكايت فلانى از تو براى چيست؟ عرضه داشت به من بدهكار است و من ايستاده‏ ام تا دينارآخر آن را از او بگيرم، حضرت صورت نِشستن خود را عوض كرد و به خشم آمد و فرمود: تصور كردى تا دينار آخر را از او بگيرى بد نمى‏شود، گفتار حق را در قرآن مجيد نخوانده‏اى؟

يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ.

مى‏ترسند بدى حساب را.

خيال كردى سوء حساب به معناى ظلم و جور از جانب حق به عبد است!

نه به خدا قسم.

ما خافُوا الَّا الْاسْتِقْصاءَ.

نمى‏ترسند مگر تا آخرين ذره عمل را به حساب كشيدن.

بدان اى مرد:

فَمَنِ اسْتَقْصى فَقَدْ اساءَ.

آنكه در حساب اينگونه سخت‏گيرى كند كار بدى انجام داده است.