هجرت واجب
جائى كه انسان از طرف دشمن به شدت دچار محدوديت دينى و اجراى احكام پروردگار است و علاجى جز هجرت و دور شدن از وطن و مسكن گزيدن در جائى كه براى خواستههاى به حقش آزادى دارد وجود ندارد هجرت واجب است، اگر به چنين هجرتى اقدام نكند، و در دارالكفر بماند تا ارزشهاى دينى و عملى را از دست بدهد مسلماً در پيشگاه خدا مسئول و موجب كيفر است.
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً:
قطعاً كسانى كه [با ترك هجرت از ديار كفر و ماندن زير سلطه كافران و مشركان] بر خويش ستم ورزيدند هنگامى كه فرشتگان در حال قبض روح آنان هستند به آنان ميگويند از نظر ديندارى در زندگى در چه حالى بوديد؟ ميگويند: ما در زمين زبون و مستضعف بوديم و به اين خاطر در وطن مانديم، فرشتگان ميگويند: آيا زمين خدا وسيع و پهناور نبود تا از محيط شرك به ديار ايمان مهاجرت كنيد؟ پس جايگاهشان دوزخ است و آن بد بازگشت گاهى است.از چنين هجرتى تعبير به هجرت صغير شده، اما هجرت بزرگ يا بزرگتر هجرت از گناهان است قرآن به چنين هجرتى فرمان واجب ميدهد.
وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ
«اتدرون من المهاجر؟»
آيا ميدانيد مهاجر كيست؟
اصحاب باز گفتند: خدا و رسول داناتر است، حضرت فرمود:
«المهاجر من هجر السئيات:»
مهاجر كسى است كه از گناهان دورى كند، و ازمعاصى اجتناب نمايد.
چنين هجرت هائى، هجرت براى حفظ دين، هجرت از گناهان، هجرت براى فراگيرى علوم لازم و با منفعت داراى منافع فراوان و پاداش بزرگ و سبب آمرزش گناهان است.
وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
و هر كس در راه خدا هجزت كند اقامت گاههاى فراوان و فراخى معيشت خواهد يافت، و كسى كه از خانه خود به قصد مهاجرت به سوى خدا و پيامبرش بيرون رود، سپس مرگ او را دريابد مسلماً پاداشش بر خداست و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.
مردم در زمينه اميد وبه رحمت حق به دو دسته اند: دستهاى كه به تعبير قرآن داراى رجاءاند و گروهى كه به تعبير كتاب حق دچار امنيه اند.
رجا به حالتى گفته ميشود كه اسباب و وسائل رسيدن به آن فراهم باشد مانند تحقق ايمان، هجرت، جهاد فى سبيل الله كه دارندگان اين وسائل شايستهاند كه به رحمت خدا اميدوار باشند، مانند كشاورزى كه پيش از كشت، زمين را با كوشش و زحمت آماده ميكند
در برابر اين رجا و اميد مثبت امنيه است كه بدون توجه به
وسايل و اسباب در دنياى خيال و گمان خودنمائى ميكند، و آدمى را بدون ايمان و
عمل سرگرم نموده و به خيال رسيدن به نتيجه و محصول دلگرم ميدارد، مانند
كسى كه زمينى را آماده ننموده و بذرى نيفشانده آنگاه به انتظار محصول
نشسته!