در روزگار حكومت عمر بن خطاب از مسيحيت به آئين مقدس اسلام گرويد، و از جان و دل تسليم حق شد، و مدينه را براى ادامه زندگى خود خانواده‏اش انتخاب كرد.

امرء القيس سه فرزند دختر داشت كه از شدت عشق به اميرمؤمنان يكى از دخترانش را به امام عارفان و اسوه عاشقان و يعسوب دين اميرمؤمنان تزويج كرد و دختر دوم را به عقد حضرت مجتبى و دختر سوم به نام رباب را به عقد حضرت سيدالشهداء درآورد.

هشام كلبى تاريخ نويس مشهور درباره‏ى رباب مى‏گويد: «كانت من خيار النساء و افضلهن:» «2»

رباب از بهترين و برترين زنان بود.

رباب از حضرت حسين داراى دو فرزند عالى مقام يكى دختر به نام سكينه و يكى پسر به نام عبدالله يا على اصغر شد.

على‏اصغر در سن شش ماهگى در شدت تشنگى در آغوش حضرت حسين به تير حرمله به شهادت رسيد، و گل سرسبد همه كودكان جهان و به اعتقاد پاكان به مقام باب الحوائجى دست يافت!

سكينه در حادثه كربلا حاضر بود، و بنا به قول حضرت حسين به مقام انسلاخ رسيد، و از بهترين زنان اهل‏بيت در كربلا بود و بعداً به خاطر كمالات و مقامات معنوى‏اش در صف زنان بزرگ اهل ايمان قرار گرفت.

وفادارى و صفاى حضرت رباب نسبت به حضرت سيدالشهداء در حد فوق تصور بود تا جائى كه حضرت حسين از اظهار و اعلام اين وفادارى و صميميت به زبان نثر و شعر دريغ نمى‏كرد!

به جانت سوگند من خانه‏اى كه در آن سكينه و رباب اقامت دارند دوست دارم. آنان را دوست دارم و همه ثروتم را به پاى آنان مى‏ريزم و هيچ سرزنشكنندهاى نيايد مرا در اين زمينه سرزنش كند.