شمس مغربى مىگويد
|
اى كاينات، ذات تو را مظهر صفات |
وى پيش اهل ديده، صفات تو به ز ذات |
|
|
تا روى دلفريب تو آهنگ جلوه كرد |
شد جلوه گاه روى تو مجموع كاينات |
|
|
تا آفتاب حسن و جمالت ظهور كرد |
ظاهر شدند جمله ذرّات ممكنات |
|
|
از بس كه ابر فيض توباريد بر عدم |
سر بر زد از زمين عدم چشمه حيات |
|
|
يا اجمل الجمال و يا املح الملاح |
يا الطف اللطايف و يا نكتة النكات |
|
|
يا اشمل المظاهر و يا اكمل الظهور |
يا برزخ البرازخ و يا جامع الشتات |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 12:14 توسط کامران
|