ارزش هدايت يك نفر
ارزش هدايت يك نفر
پيامبرصلىاللهعليهوآله درباره هدايت كردن مردم به اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمودند:
«لِأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْكَ رَجُلاً خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ»[6]
على جان! اگر يك گمراه را هدايت كنى، ثواب آن در نامه عمل تو از آنچه كه خورشيد بر او مىتابد، و از آنچه او غروب مىكند بهتر است. اين ارزش هدايت است.
فرياد ابليس و گمراه كردن عباد
امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: ابليس يك فرياد كشيد، حزب او دورش جمعشدند.[10] چه فريادهايى كه قيامت چه مجازاتهايى دارد! يك زن در شهر بصره يك ناله و فرياد زد، صد هزار نفر دنبال اين فرياد را گرفتند، گفتند: مادر! چه مشكلى دارى؟ گفت: جز با كشته شدن على بن ابى طالب راحت نمىشوم.[11]
گفتند: ما فدايى تو هستيم. صد هزار نفر دنبال اين زن آمدند كه با جنگ جمل علم، قرآن، عدالت، عبادت، كرامت، نمونه ممتاز پيامبران اولوالعزم را بكشند، اما نشد. وقتى بعد از شب نوزده ماه رمضان، خبر شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام در مدينه به اين زن رسيد، گفت: در تمام عمرم، لحظهاى شادتر از الان نداشتهام.[12] از اين فريادها در تاريخ زياد بوده است.
ولى هفتاد و پنج شبانه روز مقام عصمت كبراى الهى، فاطمه زهرا عليهاالسلام ناله زد و اشك ريخت، يك نفر نيامد بگويد چرا.
حضرت على عليهالسلام شبها در تاريكى مدينه اين خانم پهلو شكسته را سوار برمركب مىكرد، مىآمد و درب تك تك خانهها را مىزد، مردها و زنها دم درمىآمدند، مىگفت: اين خانمى كه سوار بر اين مركب است، پاره تن پيغمبر است، به ناله او گوش بدهيد، از خدا و پيغمبر صلىاللهعليهوآله دفاع كنيد.[13]
امّا دفاع نمىكردند. اگر هدايت خدا با ما باشد اين نالهها و فريادها رامىفهميم كه كدام حق است و كدام ناحق، صداها را تشخيص مىدهيم كه كدام درست است و كدام نادرست، دعوتها را مىفهميم كه به بهشت است يا جهنم، اگر هدايت باشد، اگر ما با قرآن وصل باشيم، اگر ما با اهلبيت ارتباط داشته باشيم، صداها را تشخيص مىدهيم.
گمراه كردن از راه عبادت
امام صادق عليهالسلام در ادامه مىفرمايد: شيطان حزبش جمع شدند، گفتند: ارباب! چه مشكلى دارى؟ گفت: از دست يك عبادت كننده به جان آمدم، خسته و كسل شدم. يكى برود و او را گمراهش كند. هر كسى هنر خودش را گفت كه با اين سبك گمراهش مىكنم، شيطان گفت: كار تو نيست، يكى از افراد حزب گفت: من از طريق عبادت او را گمراه مىكنم. گفت: كار كار تو است.
شيطان گفت: برو. امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: كنار اين عابد آمد، پيوسته سجده كرد و نماز خواند و ركوع كرد و گريه كرد. هر وقت اين عابد مىخواست از او بپرسد چه كار كردى كه به اين مقام رسيدى؟ او بلند مىشد و تكبير نماز بعدى را مىگفت. عابد گفت: خدايا! اين چه بدن و چه اسكلتى است؟ چرا خسته نمىشود؟ بالاخره او را نشاند، از او پرسيد كه مگر چه كار كردهاى كه اين قدر در عبادت نشاط دارى؟ گفت: يك گناه كردهام، آن گناه براى من پشيمانى آورد، حالم را دگرگون كرد، و همان دگرگونى، موتورى براى اين عبادت من شده است. نشنيدى كه شاعر گفته است:
من رشته محبت خود ز تو پاره مىكنم
شايد گره خورد به تو نزديكتر شوم[14]
يا نشنيدهاى شاعر گفته:
طاعت از دست نيايد گنهى بايد كرد
در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد[15]
گفت: من هم دلم مىخواهد مثل تو بشوم، گفت: پول دارى؟ گفت: نه، گفت: اين پول را بگير، من آدرس يك خانمى را به تو مىدهم كه يك زن بدكاره است. جوانان و مردان را براى زنا به خانه خود راه مىدهد، شما مىتوانى با اين پول بروى و مرتكب زنا بشوى، آن پشيمانى براى تو حاصل بشود، موتورى براى تحرك تو در عبادت و بندگى بشود، مانند من.
گفت: عيبى ندارد، بلند شد و آمد در خانه زن را زد، امام صادق عليهالسلاممىفرمايد: آن زن در را باز كرد، ديد يك چهره نورانى، پاك، الهى آمده دم در، به او گفت: آقا اشتباه نيامدى؟ براى چه آمدى؟ گفت: براى اين كه موتور عبادتم قوى بشود. گفت: مرد بزرگوار، فريب خوردى، اشتباه آمدى، كسى كه تو را وادار به اين برنامه كرده، شيطان بود. اگر اكنون بروى ديگر نيست، مىخواسته تو را به خشم خدا دچار كند.
برگشت، ديد نيست. امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: عمر آن زن هم آن شب تمام شد. به پيغمبر زمانش خطاب شد: يكى از بندگان خوبم از دنيا رفته است، مردم را بردار، براى تشييع جنازه او ببر. آمدند در آن خانه، ديدند خانه آن زن بدكاره است. خطاب رسيد: درست است كه يك عمر مردم را به گناه آلوده كرد، ولى ديشب يك بنده گمراه شده من را هدايت كرد، تمام گناهان گذشته او را به اين خاطر بخشيدم. اين ارزش هدايت است.
erfan.ir