آیا «اقدام به خواستگاری»، ویژه ی پسران است؟

پاسخ: در خواستگارى نه تنها در عرضه‏ى خود ميان دختر و پسر تفاوتى نيست، بلكه در فرهنگ دينى ما در عقد ازدواج، اين دختر است كه طرف ايجاب است و مرد نقش قبول و پذيرش را دارد. اين سنت اجتماعى كه فقط پسرها به خواستگارى دخترها مى‏روند نه دينى است و نه علمى. چنين برداشت و واقعيّت تلخى از موقعيّت خواستگارى در زندگى دختر و زن، بسيار ناهنجار، زيان‏بار و خطرناك است كه تا امروز خسارت‏ها و عوارض منفى بسيارى، هم‏چون: تحقير، سرخوردگى، تسليم پيش آمد شدن و بارى به هر جهت بردن زن را به هم‏راه داشته است‏.بزرگ‏ترين مشكل و مهم‏ترين ناهنجارى در اين موضوع، يك جانبه بودن خواستگارى براى مرد است؛ زيرا زن در اين كار از هر اقدام، تلاش، آزادى عمل و انتخاب ابتدايى محروم است و با آن كه طلب و درخواست مرد بايد سبب امتياز و برترى زن گردد، ولى يك سويه بودن آن، علّت تحقير و انحطاط زن و ركود انتخاب وى گرديده است؛ به‏طورى كه گويى بخش تصميم‏گيرى زن به طور ابتدايى فلج است و تنها اين مرد است كه مى‏تواند در ابتدا هر گزينه‏اى را در اين زمينه دنبال كند. «خواستگارى تنها يك پيشنهاد و گفت‏وگوی ابتدايى نسبت به ازدواج است كه مى‏تواند در نهايت به چنين جزم و درخواستى از سوى دو طرف منجر شود؛ همان‏طور كه ممكن است هيچ تفاهم و توافقى به دست نيايد.» از اين‏رو، به‏طور اساسى، معناى درست خواستگارى اقدام يك جانبه‏ى مرد يا طلب و درخواست جدّى نسبت به ازدواج از جانب مرد يا زن را در بر ندارد. خواسته‏ى دل هر دختر و زنى آزادى، رهايى و شور و عشق است كه در گرو معناى صحيح خواستگارى است. به راستى چگونه مى‏شود دختر يا زنى خود را از آن شوق و عشق خدادادى محروم كند و به جاى اين كه خود به دنبال مطلوب خويش برود و از مرد شايسته و دل‏خواهش خواستگارى كند، در كنج خانه بماند و زانوى غم بغل گيرد و چشم به در دوزد كه كدام مرد در خانه‏اش را خواهد زد و آن‏گاه تحت هر شرايطى- دل‏خواه و غير دل‏خواه- به ازدواج با او تن دهد و يا عمر خود تباه سازد و محروم از همه‏ى مواهب الهى، پريشانىِ جان‏فرساىِ كنج‏خانه را به خود روا دارد. خواستگارى يك پيشنهاد ابتدايى براى ابراز يك خواسته است- نه طلب و درخواست ازدواج- و مى‏تواند از جانب زن يا از سوى مرد صورت‏ بگيرد؛ هر چند طالب و مطلوب بودن زن و مرد زمينه‏ى فاعلى و غرض نهايى در اقدام به امر خواستگارى باشد؛ پس چه زشت و بى‏اساس و مشكل‏ساز است كه در فرهنگ بيمار جامعه‏ى ما اين امر تنها بايد از طرف مرد انجام يابد! به راستى چه اشكالى دارد كه دختر يا زنى بتواند با اطمينان قلب و آرامش خاطر به پسر يا مردى پيشنهاد ازدواج دهد، بى‏آن كه بگوييم: درخواستى صورت گرفته يا موجب ضعف و تحقير او شده است؟ از این رو، ما همواره گفته ایم: «طلسم دختران را بايد شكست‏».