شمس

مفید می باشند.
اگر همیشه بعد از خوردن، احساس بی حالی و خستگی می کنید، ناشی از خوردن غذاهای نادرست است. ترفند آن این است که غذاهایی را انتخاب کنید که انرژی را تدریجا آزاد می کنند و به آرامی و در طولانی مدت آن را افزایش می دهند و از مصرف غذاهای دارای قند بالا که قند آن ها به سرعت آزاد می شود، بپرهیزید.
شما می توانید با هر لقمه ی غذایی که می خورید به جنگ خستگی بروید. این پنج ماده ی غذایی نیز به علت هضم آسان و غنی بودن از مواد مغذی و تبدیل غذا به انرژی، به بدن کمک اساسی نموده و برای افراد مفید می باشند.
بــلــغــــور جـــو چگونگی عمل
فیبر در سلامت دستگاه گوارش مفید است.
علاوه بر فیبر بالا، جودوسر حاوی سه نوع ماده ی غذایی مهم منیزیم، پروتئین و فسفر است و بر سطح انرژی تاثیر می گذارد و یک غذای ایدهآل در مبارزه با خستگی و نیز یک منبع خوب ویتامین B1 است که در تولید انرژی بسیار مهم می باشد.
علائم کمبود جزئی ویتامین B1 عبارتند از فقدان انرژی و از دست دادن اشتها. افزون بر این، ویتامین B1 به حفظ انرژی تجزیه شده و تبدیل آن به انرژی غذایی در هنگام خوردن غذا کمک می کند.
چه موقع بخوریم؟
شما می توانید برای کسب انرژی فوری، به هنگام صبح همراه صبحانه، بلغور جو میل کنید، زیرا سبب حفظ انرژی می گردد.
ارزش افزوده
برای طولانی تر شدن زمان انرژی، روی غذای حاوی بلغور، دانه کتان یا مغزهای مملو از پروتئین(فندق، پسته و گردو) بپاشید.
ماســـــت چگونگی عمل
به دلیل نرم بودن ماست، بدن این پردازش را نسبت به غذای سفت و جامد خیلی سریع انجام می دهد و آن را به صورت منبع عظیم و سریع انرژی درمی آورد، اما ضمن این که بدن به انرژی سریع دست می یابد، به خاطر نسبت پروتئین به کربوهیدرات، این زمان می تواند طولانی تر نیز بشود. پروتئین نسبت به کربوهیدرات مدت طولانی تری در معده می ماند که تبدیل به منبع انرژی پایدار می گردد.
همچنین ماست دارای پروبیوتیک ها یا باکتری های مفید می باشد. پروبیوتیک ها مثل فیبر کمک موثری به هضم غذا می نمایند.
چه موقع بخوریم؟
مسلما، هر زمانی می توان این ماده غذایی را خورد. علاوه بر فواید بهداشتی، ماست یکی از بهترین مواد چند منظوره است، به این معنا که به علت تولید انرژی فوری می توانید قبل از تمرینات بدنی به عنوان خوراک سرپایی و یا عصرانه عالی آن را مصرف کنید. از طرف دیگر می توانید در زمان صبحانه مخلفات سالمی چون جودوسر، دانه کتان آسیاب شده، مغزها(گردو، فندق و پسته) و انواع میوه ها را به آن اضافه کنید.
ارزش افزوده
حداقل سه مرتبه درهفته به خاطر کمک به هضم خوب با صبحانه خود ماست بخورید. در صورتی که ماست کم چرب یا معمولی انتخاب و مخلفات سالم به آن اضافه کنید، از امتیازات ویژه ای برخوردار خواهید شد. از عسل یا کشمش برای شیرین کردن این ماده غذایی سبک کمک بگیرید.
اســـــــــفـنـاج چگونگی عمل
آهن نقش مستقیم و مهمی در مبارزه با خستگی ایفاء می نماید و به عنوان تقویت کننده انرژی شناخته شده است.
منیزیم برای تولید انرژی، هضم درست، تنظیم تونیسیته(انقباض عضلانی) و عصبی ضروری است. جای تعجب نیست که کمبود منیزیم می تواند سبب کارکرد پایین مغز و بدن گردد.
پتاسیم نیز مثل منیزیم به عملکرد درست عضلات و اعصاب کمک می کند. یکی از علل کمبود پتاسیم فشارهای زیاد جسمانی است، ولی در زمان کاهش آب بدن به علت بیماری یا به هر دلیل دیگری نیز ظاهر می شود. علائم نارسایی پتاسیم شامل ضعف عضلات، گیجی و خستگی می باشد.
چه موقع بخوریم؟
با توجه به مقدار و مجموعه ای از مواد مغذی فشرده در سبزیجات برگ دار، بهتر است روزانه در وعده غذایی خود اسفناج مصرف کنید و اگر عملی باشد، در صورت امکان هر چقدر که می توانید آن را در رژیم خود بگنجانید.
سعی کنید صبحانه، اسفناج بخارپز با تخم مرغ، ناهار، ساندویچ پُر شده با اسفناج و شام، اسفناج همراه با یک لایه لازانیا بخورید.
احتیاجی نیست در هر وعده غذا کنار بشقاب اسفناج بگذارید. می توانید به غذاهایی از جمله سوپ ها، غذاهای بخارپز، خوراک ها، سُس ها و سرخ کردنی ها و غذاهای نرم، مقدار کمی از این سبزی اضافه کنید.
ارزش افزوده
پوره اسفناج را به خوبی و به آرامی بپزید. در صورتی که عاقلانه تر و با تدبیرترعمل کنید، در زمان اندکی همه افراد خانواده سالم تر خواهند بود.
مغــــزها و دانــــــــه ها چگونگی عمل
تخم کدو تنبل یا کدو حلوایی، مغز بادام و فندق همگی منابع خوبی از منیزیم هستند که به مبارزه با خستگی کمک می کند. تریپتوفان موجود در دانه های کنجد، آفتابگردان، کدو تنبل، گردو و بادام، در مبارزه با خستگی های عاطفی موثر می باشد.
تمام مغزها و دانه ها منابع عالی پروتئین با کیفیت بالا هستند که بدن ما آن ها را به انرژی از دست رفته تبدیل می کند.
اما آن چه باعث مبارزه بر علیه خستگی در مغزها و دانه ها می شود، وجود منابع غنی از اسیدهای چرب امگا3 است. امگا3 به عنوان چربی های ضروری و مورد نیاز بدن شناخته شده است که نه تنها شاخص گلیسمی غذاها را پایین تر می آورد، بلکه همچون یک منبع فوق العاده انرژی نیز عمل می نماید.
چه موقع بخوریم؟
مصرف مقدار متوسط، کلیدی است برای بهره مندی از مزایای مغزها و دانه ها. یک وعده ی آن برابر یک اونس(حدود یک کف دست پر) می باشد. در طول روز همیشه بسته یک نفره تنقلات سالم و مفید بردارید و آن ها را در ماشین، کیف دستی، کیف پول و در جای امنی بگذارید.
ارزش افزوده
در حد امکان، مغزها و دانه های خام را بخرید و بخورید.
لـــوبیـــاهـــا
چگونگی عمل
پروتئین و فیبر بالای موجود در لوبیاها و همکاری آن ها با یکدیگر، سبب حفظ تعادل قند خون و جلوگیری از افت انرژی می شود. لوبیاها جایگزین بسیار خوبی به جای گوشت قرمز(که یک منبع انرژی غنی از پروتئین و آهن می باشد) هستند، ولی با کالری کمتر و تقریباً عاری از چربی. علاوه بر این لوبیاها کمتر از گوشت قرمز به سیستم گوارش فشار می آورند و برای جذب، نیاز کمتری به انرژی دارند. به عبارت دیگر شما بعد از خوردن یک استیک احساس خستگی بیشتری می کنید تا بعد از خوردن یک پرس لوبیا!
منگنز و مس در لوبیاها، میتوکندری های سلول ها را که مسؤول تولید انرژی هستند، حمایت می کنند، در حالی که منیزیم سبب ریلکس یا شل شدن عضلات می گردد و جریان خون را آرام نگه می دارد و خستگی جسمی و روانی را متوقف می نماید. ویتامین B1 نیز در تولید انرژی مداخله می کند و همراه پتاسیم، عملکرد صحیح عضله و عصب را تداوم می بخشد. همچنین آهن نه تنها به تولید انرژی کمک می نماید، بلکه سبب افزایش توزیع اکسیژن در تمام بدن و بهبود خستگی می شود.
چه موقع بخوریم؟
لوبیاها را می توان در هر غذایی استفاده نمود. سعی کنید در زمان های مختلف روز مخلوطی از انواع آن ها را
او كسی نیست جز مصطفی چمران (۱۳۱۱-1360). بچه محله محله سرپولك باز آهنگرهای تهران، شاگرد اول دانشگاه تهران و بركلی آمریكا، موسس انجمنهای اسلامی دانشگاههای خارج از ایران، چریك دوره دیده مصری، یار غار امام موسیصدر، امین امام در دوران جنگ و مونس همسر خوش قلمش كه بیش از دیگران به عمق عشق و دلدادگیش پی برد.

در جمع بورسیههای رژیم پهلوی به آمریكا رفت و زمانی به ایران برگشت كه خیلی راه 20 سال پیش او را در پیش گرفته و جلای وطن را به بقا در ناامنی آن روزگار ترجیح میدادند. او كه حضورش در كرسی استادیمی توانست نسلی نو در عرصه دانش كشور به یادگار بگذارد، پیش از آنكه فرصت یابد از مخزن علمش بیاموزاند، توان مبارزاتیش را در طیق اخلاص گذاشت تا در جنگ داخلی و خارجی به مدد آید. و در این عرصهها هیچ برایش مهم نبود جز «انسان» بودن و «انسان» ماندن.
كودكی او در همان محله بازار و پامنار گذشت كه تحصیلات ابتداییاش را در مدرسه انتصاریه، گذراند و بعد هم در بهترین مدارس تهران (دارالفنون و البرز) درس خواند و دیپلم گرفت. مصطفی از كوچكی تدریس میكرد و قسمتی از خرج روزمره خود را از راه تدریس به دست میآورد . او در ریاضیات و بخصوص درس هندسه، توانا و كم حریفی بود. مهدی كه از نزدیك روش و منش برادرش را رصد میكرد میدید كه مصطفی گاهی برای حل بعضی از مسائل مشكل، ساعتها و گاهی چند روز فكر میكرد. كارنامههای سراسر 20 او نیز حكایت از توفیقش در دوران تحصیل دارد.
او در 15 سالگی با آیتالله سید محمود طالقانی آشنا شد و از او تفسیر قرآن و از شهید مطهری، منطق آموخت. محصل آن روزهای مسجد هدایت بعدها مفسری فصیح در جمل و بیروت شد. چمران در آن دوران به سه موضوع توجه زیادی داشت: مسائل مذهبی، موضوعات سیاسی و ورزش. شبهای جمعه با برادرش تا میدان ارگ با دوچرخه میرفت و آنجا دوچرخه را به مهدی میداد و خودش به به سخنرانی مرحوم راشد از بلندگو گوش میداد. به این ترتیب بنیه مذهبی وی همپای بنیه علمیاش رشد یافت تا اینكه در سال ۳۲ در رشته الكترومكانیك دانشكده فنی دانشگاه تهران قبول و با رتبه شاگرد اول گروه فارغ التحصیل شد.
خارج نشینی از نگاه چمران
چمران در طول عمر49 ساله خود با سفر به آمریكا، مصر و لبنان تجارب علمی-سیاسی و نظامی گستردهای كسب كرد. او كه خود نوشته است «در امریكا زندگی خوشی داشتم و از همه ی آنها گذشتم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومان، زندگی كنم. میخواستم اگر نمیتوانم به این مظلومان كمكی بكنم، لااقل در میانشان باشم؛ مثل آنها زندگی كنم و درد و غم آنان را در قلب خود بپذیریم».
او با بورس شاگرد اولی در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به آمریكا رفت و همچنان در دورههای كارشناسی ارشد رشته الكتریسیته دردانشگاه تگزاس در آستین و دكتری رشته فیزیك پلاسما و الكترونیك در دانشگاه بركلی شاگرد اول بود. او سپس به لابراتوار "BLAD" در نیوجرسی كه بزرگترین تحقیقات روز انجام میشد و بیش از 5 هزار دكتری و عده زیادی نوبل پرایز در آنجا تحقیق علمی می كردند، رفت تا در ساخت اولین "قمر مصنوعی" مشاركت كند.
او در سال 41 پس از فارغ التحصیل شدن با خانواده خود به نیوجرسی منتقل شد. تدارك اعتراضات و بسیج دانشجویان در جلوی سازمان ملل در نیویورك جلوی كاخ سفید در واشنگتن و همچنین سفارت ایران در شیكاگو، نیویورك، سانفرانسیسكـو جهت اعتراض به وضعیت سیاسی ـ اجتماعی ایران بخشی از تلاش و فعالیتهایش در این سالها است. او كه در ایران از اعضای از نهضتملی بود، برای اولین بار انجمنهای اسلامی دانشجویان در خارج از كشور را بنا نهاد.
همین فعالیتهای سیاسی بود كه قطع بورسیه وی از سوی دولت پهلوی را به دنبال داشت. اما او كه به مدد نمرات A پیاپیش به استادیاری همان دانشگاه درآمده بود، حین تحصیل، تدریس هم میكرد و از دانشگاه پول میگرفت.
بعد از جنگ 1967 بین اعراب و اسرائیل و تهمت و افترا و سرشكستگی عرب و اسلام، طاقت مصطفی تمام شد و او كنج آزمایشگاههای مجهز تحقیقاتی آمریكا را رها كرده و در سال 1346 به مصر رفت و با راهاندازی اولین پایگاه آموزش جنگهای مسلحانه در زمان جمال عبدالناصر، سختترین دورههای چریكی و پارتیزانی را آموخت.
شمس و مولانا؛ صدر و مصطفی
چمران؛ سوغاتی امام موسیصدر در سفر سال 1350 وی به تهران بود كه به بیروت برد. بازرگان شاگرد مقیم مصرش را به صدر معرفی كرد تا او را با خود به یادگار به لبنان ببرد و یاریگرش در تشكیل مدرسهای در صور باشد. سابقه آموزشهای نظامی مصطفی در مصر به مددش آمده و او با همراهی صدر «حركةالمحرومین» و سپس جناح نظامی آن، یعنی سازمان امل را بنا مینهد.
شاید كمتر كسی بداند كه چمران پنج سال قبل از شهادتش نیز وصیتنامهای نوشته بود. او در دومین دوره جنگ داخلی لبنان در سال 55 از سوی امام موسی صدر مأموریت یافت تا برای سازماندهی مقاومت شیعیان، راهی شهرك نبعه شود. او پیش از این عزیمت در وصیتنامهای كه در سال 61 پس از بمباران مدرسه ای كه در آن درس میداد، كشف شد؛ وصیتنامهای را خطاب به امام موسی صدر نوشت و در آن او را معبود و معشوق خود خوانده و سه ویژگی ممتاز خودش را «عشق»، «فقر» و «تنهایی» برمیشمارد و وصیتش را درباره «عشق و حیات و وظیفه» مینویسد: به خاطر عشق است كه فداكاری میكنم. به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می كنم.... درود آتشین من به روح بلند تو باد كه از محدوده تنگ و باریك خودبینی و خودخواهی بیرون است و جولانگاهش عظمت آسمانها و اسماء مقدس خداست. عشق سوزان من فدای عشقت باد، كه بزرگترین و زیباترین مشخصه وجود توست، و ارزنده ترین چیزی است كه مرا جذب تو كرده است، و مقدس ترین خصیصه ای است كه در میزان الهی به حساب می آید ...
«عشق» در وصیتنامه دوم چمران هم موج میزند. وصیتنامهای كه اینبار در ایران و در ماموریت وی به اهواز نوشته شد: به خاطر عشق است كه به دنیا با بیاعتنائی مینگرم و ابعاد دیگری را مییابم. به خاطر عشق است كه دنیا را زیبا میبینم و زیبائی را میپرستم. عشق هدف حیات و محرك زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیدهام و بالاتر از عشق چیزی نخواستهام.... این لحظات حساس، لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.
مالك اشتر امام
پس از آنكه علی شریعتی به ایران بازگشت، او نیز هوای وطن كرد و در سال 49 تا عراق هم آمد كه به او خبر رسید به دلیل سنگینی پروندهاش به ایران بیاید، كشته خواهدشد. به همین دلیل به لبنان بازگشت. در پایگاههای سازمان امل در لبنان و سوریه بیش از 400 رزمنده ایرانی زیر نظر چمران تربیت شدند. هماهنگی لازم با دولت سوریه شده بود كه این نیروها را با هواپیما به ایران بفرستند اما انقلاب پیش از ورود آنها به ایران پیروز شد و رزمندگان آموزش دیده در جبهههای جنگ با عراق به كار آمدند.
پس از پیروزی انقلاب، چمران با شماری از جنگندگان «امل» به ایران آمد و به توصیه امام ماندگار شد تا به تربیت اولین گروه از پاسداران انقلاب بپردازد. در آبان 58، روزی امام خمینی(ره) او را فراخواند و در شورای عالی دفاع منصوبش كرد. دوستان شهیدش همچون حاج داوود كریمی كه نقطه ضعف (بخوانید نقطه قوت) مصطفی را «ولایتپذیری» او میدانستند، مطمئن بودند كه او در پاسخ امام میگوید «چشم» و میپذیرد. از همین روی بود كه چمران نوشت: سوگند به شیپور جنگ و به فداییان از جان گذشته؛ وقتی شیپور جنگ نواخته شود فرق بین مرد و نامرد، تشخیص داده میشود.
اولین ماموریت جنگی امام به چمران، سروسامان دادن به اوضاع پاوه بود كه پاسداران زیادی در آن قتل عام شده بودند اما او ظرف 15 روز همه راهها و مواضع راهبردی كردستان را به تصرف نیروهای انقلاب درآورد. تاكتیك چمران برگزاری جلسه با بزرگان شهر و حضور در صف اول مبارزه بود تا حاكمیت دولت مركزی را استحكام بخشد. هرچند قتل عام مجروحان در بیمارستان از سوی محاصره كنندگان پاوه و برخورد هلیكوپتر مجروحان به كوه «دیوانه كننده»ترین حادثه تلخ آن روزها در كلام چمران است اما از آن پس او را«مالكاشتر امام» لقب دادند. چرا كه پس از بازگشت به تهران، از سوی امام وزیر دفاع دولت شد. تا قبل از شهادتش فقط یكبار دیگر بع تهران بازگشت آن هم برای اینكه مرحوم احمد خمینی گفته بود امام دلش برای چمران تنگ شده.
او در سال 59 نماینده پایتخت نشینان در نخستین مجلس شورای اسلامی پس از انقلاب بود اما بیشتر عمر نمایندگی را در ماموریت جنگی طی كرد. تشكیل «ستاد جنگهای نامنظم»، فتح سوسنگرد با همراهی آیتالله خامنهای و طراحی تسخیر دهلاویه از برگترین دستاوردهای جنگی چمران50 ساله بود و دشت دهلاویه سنگر اخر برای او. 30خرداد 1360 یك ماه پس از پیروزی ارتفاعات اللهاكبر به فرماندهی چمران، او در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی نماینده امام شركت و از عدم تحرك و سكون نیروها انتقاد كرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود كه در آن شركت داشت. پس از شهادت ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه كه «عباس علمدار»چمران بود، او خود فرماندهی جنگ را بر عهده گرفت و به شب نرسیده با اصابت تركشی به پشت سرش به بیمارستان نرسیده، شهید شد.
همرزمانش میگفتند چمران همیشه توی محاصره است. منتها دشمن ما را محاصره نمیكرد دكتر نقشهای میریخت. میرفتیم وسط محاصره، محاصره را میشكستیم و میآمدیم بیرون. سیاوش گلستان همرزم چمران گفت كه شهادت او ستاد «جنگ نامنظم» را متوقف كرد چون پر كردن جای او كاری ناممكن بود. مردی با مدارج بالای علمی و نظامی كه خاكسارانه با همه رزمندگان دیده بوسی میكرد و ارتباطش با آنها «دلی» بود نه سلسله مراتبی.
چمران از نگاه غاده
مهریه «قرآن كریم و تعهد از داماد كه عروس را در راه تكامل و اهل بیت (ع) و اسلام هدایت كند». وقتی عاقد این مهریه را خواند تنها غاده و مصطفی بودند كه از آن سر در آوردند نه مهمانان دور سفره عقد! دامادی كه ۲۰ سال بزرگتر از عروس باشد، آن هم ایرانی و نه از نژاد لبنان، تازه یكپایش هم در جنگ باشد و پول و پله ای هم نداشته باشد را كسی با مهر و محبت نگاه نمیكرد، جز عروس!
این اولین عقد در «صور» بود كه عروس چنین مهریهای داشت. آن هم عروسی كه مسحور روح لطیف سردار جنگیای شده بود كه قبل از اولین دیدارش با آقا داماد او را مرد قسیالقلبی تصور میكرد. امامموسیصدر كه غاده را از نوشتههایش میشناخت ماهها پیش از او دعوت كرده بود كه برای شیعیان لبنان در مجلس اعلا قلم بزند و دستمزدی بیش از تدریس در یك مدرسه دخترانه بگیرد كه غاده نپذیرفته بود. او را به مدرسهای در صور برای تدریس دعوت كردند كه با وجود پیغامهای مكرر صدر باز هم نرفت. چون از جنگ متنفر بود و علاقهای به همكاری با مردان جنگ نداشت. اما عاقبت یك تقویم كه از سوی سید غروی -یكی از نزدیكان صدر- به غاده هدیه شد، او را به صور كشاند. تقویمی با 12 تصویر كه یكی از آنها شمع كوچكی بود در یك سیاهی ظلمانی و این نوشته كه به قدر خودش نورافشانی میكند در برابر این ظلمات.
به مدرسه كه رفت، مصطفی را برای اولین بار با آنچنان آرامشی در رفتار و گفتار دید كه فراموش كرد همصحبت مرد جنگ شده است. همان تقویم را در دستان مصطفی دید و گفت كه از تصویر شمعی كه در آن چاپ شده بسیار متاثر شده است اما نمیدانست كه اكنون نقاش همان شمع در مقابلش زانو زده است. در آن روز رویایی غاده از ازخودگذشتگی شمع سوزان گفت و گریست و مصطفی از نوشتههای غاده كه منجر به پرواز روح آن دو با هم شده بود.
نخستین هدیه مصطفی به غاده كه در راه سفر آن دو به صور كه در آن تدریس میكرد، تقدیم شد. آنها هنوز ازدواج نكرده بودند و غاده بیصبرانه كاغذ كادو را پیش چشمان مصطفی باز كرد. یك روسری قرمز با گلهای درشت! شگفتزده چهره متبسم او را نگریست و شنید: « بچهها دوست دارند شما را با روسری ببینند». غاده را از آن پس كسی بیحجاب ندید.
غاده در كتاب «چمران به روایت همسر شهید»، نوشته است: بیشتر روزهای كردستان را در میروان بودیم. آنجا هیچ چیز نبود. روی خاك میخوابیدم. خیلی وقتها گرسنه میماندم و غذا هم اگر بود هندوانه و پنیر و ... خیلی سختی كشیدم. یك روز بعدازظهر تنها بودم روی خاك نشسته بودم و اشك میریختم. كه مصطفی سرزده آمد. دو زانو نشست و عذرخواهی كرد و گفت: من میدانم زندگی تو نباید اینطور باشد. تو فكر نمیكردی به این روز بیفتی. اگر خواستی میتوانی برگردی تهران ولی من نمیتوانم این راه من است... گفتم: میدانی بدون شما نمیتوانم برگردم... گفت: اگر خواستید بمانید به خاطر خدا بمانید نه به خاطر من.
مصطفی یك شب قبل از شهادتش به خانه آمد و آنگاه كه غاده او را در خواب میبوسید از او رضایت خواست تا فردا به شهادت برسد. غاده از مراوده مصطفی و خدایش تعجب كرده بود اما نیك میدانست كه مصطفی فردا خواهد رفت. وصیت مصطفی به غاده دو چیز بود. یكی اینكه در ایران بمانم و دوم ازدواج كنم. غاده با اشك پذیرفت و بعدها با اشك دست نوشته مصطفی را بارها خواند كه برایش نوشته بود: «خدایا من از تو یك چیز میخواهم. با همه اخلاصم كه محافظ غاده باش و در خلأ تنهایش نگذار. من میخواهم كه بعد از مرگ او را ببینم در پرواز. خدایا! میخواهم غاده بعد از من متوقف نشود و میخواهم به من فكر كند مثل گلی زیبا كه در راه زندگی و كمال پیدا كرد و او باید در این راه بالا و بالاتر برود. میخواهم غاده به من فكر كند مثل یك شمع مسكین و كوچك كه سوخت در تاریكی تا مرد و او از نورش بهره برد. برای مدتی بس كوتاه. میخواهم او به من فكر كند مثل یك نسیم كه از آسمان روح آمد و در گوشش كلمه عشق گفت و رفت به سوی كلمه بینهایت.»
غاده دومین همسر مصطفی بود و علیرغم آنكه او كتابی درباره همسرش نوشته است، تا كنون از همسر اول چمران (پروانه) در آمریكا و سه فرزند وی (دو دختر و یك پسر)، مطلبی منتشر نشده است. محمد نصرالله عضو هیئت رئیسه جنبش اَمل گفته بود كه آنها همراه چمران به لبنان آمده بودند اما چون تاب زندگی محرومانه وی را در این كشور جنگ زده نداشتند، چمران از همسرش جدا میشود تا آنها به آمریكا و زندگی راحت خود بازگردند. مهدی چمران در یك برنامه تلوزیونی از وضعیت آنها ابراز بیاطلاعی كرد اما صادق طباطبایی گفت كه از آنها باخبر است. البته سازنده مستند چمران در آمریكا در نظر دارد كه با خانواده وی در این كشور گفتوگو كند. مستندی كه فعلا به دلیل عدم صدور روادید متوقف شده است.
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بی دل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فروشد به کام عقل به ناکام رف
قيصر امين پور
به یقین واجب الوجود یکیست
هر چه در وهم و خاطر آید نیست
مالک الملک و پادشاه به حق
منشیء نفس و فاعل مطلق
هر چه درکل کون کهنه و نوست
هست مفعول و فاعل همه اوست
بی قلم صورت بدیع نگاشت
بی ستون خیمه رفیع افراشت
مایه بخش عقول اولی اوست
فاطر صورت و هیولا اوست
نظم ترکیب آفرینش داد
چشم دل را کمال بینش داد
نقشبند وجود جز او نیست
مستحق سجود جز او نیست
زآنکه معبود انس و جان است او
مبدع جسم و عقل و جان است او
در رهش چرخ و انجم و ارکان
همه درماندهاند و سرگردان
همه پویندهاند در طلبش
همه جویندهاند روز و شبش
جنبش هر یک از سرشوق است
هر یکی را از این طلب ذوق است
حلقة حکم اوست شوق همه
او منزه زشوق و ذوق همه
نامهای بزرگ طاهر او
هست اوصاف صنع ظاهر او
فارغ از شوق و ذوق ونیکوبدست
برتر از وهم و فکرتوخردست
کس نداند که چیست الا او
صفتش لا اله االا هو
هر که خواهد که ذکر او گوید
در نگنجد زبان که «هو» گوید
به زبان ذکر او که داند گفت؟
جان بود آنکه «هو» تواند گفت
سخن است آنکه بر زبان آید
ذکر «هو» از میان جان آید
گرچه بیجا و بی مکان است او
ساکن دل شکستگانست او
نه به ذاتست ساکن هر دل
بلکه لطفش همی کند منزل
هر کجا دل شکستهای بینی
بینوایی و خستهای بینی ،
بی زبان ذکر او از او شنوی
شرح اسماء «هو» از او شنوی
ذکر او از زبان بسته طلب
معرفت از دل شکسته طلب
چند، بی او بهکعبه درتک و پوی
در خرابات آی و او را جوی
چون تو در جستنش نمایی جد
در خرابات جست یا مسجد