کافر بخشنده از مسلمان بخیل به بهشت امیدوارتر است

آثار انفاق

بخل، یکی از صفات ناپسند قلب و منشا رفتارهای زشت و صفات رذیله بسیاری است و راه علاج آن انفاق است. علی علیه السلام می فرمایند:

«کافر سخیّ أرجى إلى الجنّة من مسلم شحیح»

«کافر بخشنده از مسلمان بخیل به بهشت امیدوارتر است». (نثر اللالی، ص۹۴)

ممکن است صفت سخاوت موجب عنایت خدای تعالی به شخص کافر شود و او مومن از دنیا برود اما هیچ بعید نیست که صفت بخل، ایمان شخص مومن را از کفش برباید.

انفاق همچنین کفاره گناهان است. مرگ موجل را به تاخیرمی اندازد. موجب طول عمر می شود. بلا را دفع می کند و شفای امراض است؛

«دَاوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَة»

«بیماران خود را با صدقه درمان کنید». (کافی، ج۴، ص۳، تتمه کتاب الزکاه)

دولت ملی دکتر محمد مصدق

به مناسبت کودتای آمریکایی 28 مرداد علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق

گوشه‌ای از خصوصیات اخلاقی مرحوم دکتر محمد مصدق از زبان رئیس دفترش، روانشاد نصرالله خازنی

1. قسم دکتر مصدق همیشه «به حق خدا» بود.
...دو تا یتیم از بچه‌های احمدآباد همیشه در خانه‌اش بود و این‌ها را بزرگ می‌کرد. زندگی‌اش فوق‌العاده ساده بود. چه هدایا برای شخص ایشان و چه برای دولت محال بود به منزل بیاید. هیچ سرسوزنی نمی‌گرفت.
یک کلمه دروغ از دهانش در نمی‌آمد. یک وعده حرام نمی‌گفت. بیست و هشت‌ماه نخست‌وزیری مصدق یک ریال از اعتبار دولت بابت مخارج دفتر نخست‌وزیری خرج نشد! همه خرج‌ها را شخصا می‌پرداخت. خرج ناهار و شام و صبحانه 50 سرباز و درجه‌دار که آن‌جا بودند را خود مصدق می‌داد!
همچنین عیدی‌ها و هزینه‌ها و پاداش‌ها را. دکتر مصدق در عرض بیست ‌و هشت ماه حکومت از جیب خودش حدود دو میلیون و ششصد‌هزار تومان خرج کرد!

2. دکترمصدق کوچک‌ترین هدیه را حتی از صمیمی‌ترین دوستانش نمی‌پذیرفت. یادم هست خبر آوردند که آقای امیر تیمور کلالی، ازدوستان دکترمصدق، یک کامیون کوچک خربزه از مشهد فرستاده بودند. وقتی خبر آوردند که خربزه را آورده‌اند، اوقاتش تلخ شد و گفت: این چه کارهایی است؟ این چه بدعت‌های بدی است؟ من خربزه می‌خواهم چه کار؟ بگویید برگردانند!
گفتم: آقا به امیرتیمور توهین می‌شود. از روی اخلاص و ارادت این کار را کرده. اگر کامیون به مشهد برگردد راه که آسفالت نیست و عمده‌اش خاکی است. همه خربزه‌ها می‌شکند و خراب می‌شود.
گفت: اجازه نمی‌دهم یک‌دانه از این خربزه‌ها به خانه من وارد شود!
گفتم پس اجازه بدهید این‌ها را ببریم دارالمجانین.
گفت: ببرشان!
خربزه‌ها را بردیم آن‌جا. بعد از آن دکترمصدق، نریمان شهردار تهران را احضار کرد و گفت: مطالعه کن و ببین چه محل درآمدی پیدا می‌کنی که جیره مریض‌های آن‌جا را بالا ببری که مریض‌هایی که آن‌جا می‌خوابند از لحاظ غذا و پرستار و دوا در مضیقه نباشند. بعد از آن بود که جیره هر مریض از 3 تومان به 10 تومان افزایش یافت.

3. یک‌بار پیشکارش که شرافتیان نام داشت و 46 سال پیش او بود بر حسب تصادف با سایر کارمندان بانک و نخست‌وزیری سوار ماشین نخست‌وزیری شده بود. مصدق چنان توپ و تشری به او زد که به چه مناسبت تو که کارمند دولت نیستی سوار ماشین دولتی شدی؟!
خود دکترمصدق یک دفعه هم ماشین نخست‌وزیری را سوار نشد. یک پلیموت سبزرنگ داشت که از آن استفاده می‌کرد. همه چیزش ملی بود. لباس و کفش و همه چیزش وطنی بود. او هیچ چیز خارجی نداشت. فقط موقعی که می‌خواست به آمریکا برود یادم هست که یک‌دست لباس اسپورتکس برایش دوختند. آن را از لاله‌زار خریده بودیم، بیش‌تر هم علتش این بود که چندان اتو لازم نداشت و چروک نمی‌شد!

4. یک‌بار آقا مرا خواست در حالی که عصبانی بود. گفتم: آقا چه شده؟
گفت: این مش‌مهدی آبروی ما را برده.
گفتم: چه کار کرده؟
گفت: از این بالا نگاه می‌کردم دیدم در کنار سینی سربازها، یک‌چهارم طالبی گذاشته‌اند. آقا سرباز باید یک‌چهارم طالبی بخورد؟! اقلا نصف طالبی بدهند. غذای آن‌ها را مراقب بود که بهترین غذا باشد. در همان آشپزخانه‌ای که ناهار خودش را می‌پختند، غذای سربازها را هم می‌پختند.خلاصه سر طالبی غوغایی کرد!

5. به آقا گفتم: قرار است ارباب مهدی یزدی، رئیس هیأت‌مدیره واردکنندگان چای، می‌خواهد بیاید.
گفت: برای چه می‌خواهند بیایند؟
گفتم: احتمالا راجع به چای است؛ چون کسانی که می‌‌خواهند بیایند بزرگ‌ترین واردکنندگان چای هستند.
گفت: خیلی خوب.
یک ربع قبل از این‌که این‌ها بیایند به مش‌مهدی گفت که از آن چای لاهیجان اعلی دم کن، میهمان می‌آید.
وقتی مهمان‌ها آمدند دستور داد چای آوردند. چای لاهیجان هم واقعا معطر و عالی است.
وقتی آن‌ها چای را خوردند از ارباب مهدی پرسید: چای چطور بود؟ خوب بود، بد بود؟ خوب دم کشیده بود یا نکشیده بود؟
ارباب مهدی گفت: خیلی عالی بود.
گفت: این همان چای ایران است!
وقتی گفت این چای ایران است آن‌ها حرفشان را اصلا نزدند و مطرح نکردند که اجازه بگیرند چای از خارج بیاورند! مجلس به همین ترتیب با خوردن یک چای تمام شد!

علائم هشدار دهنده کمبود کلسیم

سلامت‌نیوز: رئیس انجمن علمی غذا و تغذیه حامی سلامت ایران با بیان اینکه«میزان نیاز به کلسیم در نوجوانان در مقایسه با دوران کودکی و بزرگسالی بسیار بیشتر است»، گفت:« از علائم هشدار دهنده کمبود کلسیم می توان به گرفتگی عضلات، مور مور شدن ساعد و ساق، کند شدن تپش قلب و نبض، درد مفاصل، خرابی دندان ها، بی‌خوابی، بی‌قراری، اختلال در رشد و نرمی استخوانها اشاره نمود.»

دکتر ضیاءالدین مظهری در گفتگو با خبرنگار سلامت نیوز اظهار داشت:«کلسیم بیشترین ماده معدنی موجود در بدن می باشد که 99 درصد آن در استخوانها ذخیره شده و ضمن استحکام بخشیدن به آنها، در مواردی به عنوان یک منبع ذخیره، کلسیم مایعات بدن را تامین می سازد.یک درصد کلسیم بدن به صورت یونیزه شده در مایعات بدن جاری گشته و فعالیتهای حیاتی را عهده دار می گردد که از آن جمله می توان به تنظیم انقباض ماهیچه ها، برانگیختن و انتقال پیامهای عصبی، انعقاد خون، فعالیت غدد درون ریز و فعالیت آنزیمهای گوارشی اشاره نمود.»

وی ادامه داد:«متاسفانه به علت عدم گرایش نوجوانان و جوانان به مصرف منابع حاوی کلسیم، نیاز آنها کاملا تامین نشده و از طرفی دیگر کمی تحرک، گریز از تابش آفتاب و یا زندگی در محل های شلوغ و پرگرد و غبار نیز مزید بر علت شده و گستردگی بیماریهای استخوانی و مفصلی حتی در سنین جوانی 30-25 سالگی را در پی داشته است.»

این متخصص تغذیه و رژیم درمانی تصریح کرد:«با توجه به اینکه رشد ماهیچه ای، اسکلتی و فعالیت غدد درون ریز در سنین نوجوانی بسیار سریع است، میزان نیاز به کلسیم در نوجوانان در مقایسه با دوران کودکی و بزرگسالی بسیار بیشتر است به ویژه در دورانی از بلوغ که جهش رشد دیده می شود، میزان نیاز به کلسیم دو برابر بیشتر از دیگر دوران بلوغ است.علاوه بر این با توجه به اینکه 45 درصد بافت استخوانی در این سنین تشکیل می شود، بنابراین کفایت این ماده معدنی در رژیم غذایی بسیار حیاتی است.»

این استاد دانشگاه ادامه داد:«از میان منابع غذایی مختلف، لبنیات بهترین منبع تامین کلسیم به شمار می رود زیرا کمتر ماده غذایی یافت می شود که میزان کلسیم موجود در آن با انرژی یکسان با لبنیات یافت شود و یا فراهمی کلسیم در آن ماده غذایی بالاتر باشد بنابراین توصیه می شود که نوجوانان 4-3 لیوان شیر بنوشند و یا به همین مقدار ماست مصرف کنند.البته دوغ و کشک(پاستوریزه، جوشانده و کم نمک) نیز جزو گروه لبنیات به شمار می روند که میزان کلسیم آنها به ترتیب نصف و دو برابر همان مقدار شیر است.»

رئیس انجمن علمی غذا و تغذیه حامی سلامت ایران تاکید کرد:«مصرف نوشابه های گازدار که در بین نوجوانان رواج بسیار گسترده ای دارد، علاوه بر افزایش دادن خطر ابتلا به چاقی و اضافه وزن، دفع کلسیم را نیز افزایش می دهد.»

وی تاکید کرد:«نیاز به کلسیم از شیرخوارگی تا سنین کهنسالی و حتی فرتوتی پابرجاست. از آغاز تولد تا سنین 19-15 سالگی 1200-1500میلی گرم، 25-19 سالگی 1000 میلی گرم، 51-25 سالگی 900 میلی گرم و از 51 سالگی تا آخر عمر 800 میلی گرم کلسیم در روز برای بدن لازم است.بالاترین نیاز به کلسیم در دوران شیردهی خانمها دیده می شود که 1200 میلی گرم در روز است که با در نظر گرفتن ضریب جذب و عوامل تاثیرگذار، می باید 2000 میلی گرم کلسیم در روز مصرف نمایند از این جهت به خانمان شیرده توصیه می گردد در روز 4 لیوان شیر جمعا در وعده های غذایی خود میل نمایند.در دوران بلوغ و حاملگی مقدار نیاز روزانه کلسیم 1200 میلی گرم است که با در نظر گرفتن عوامل یاد شده، این میزان با مصرف 1900 میلی گرم کلسیم تامین می شود.»

این عضو هیئت علمی دانشگاه گفت:«شیر، ماست، پنیر، انواع ماهی از منابع اصلی تامین کننده کلسیم می باشند و از منابع گیاهی سرشار از انرژی، کنجد با دارا بودن 780 میلی گرم در هر صد گرم ماده خام، جایگزینی مناسبی برای لبنیات است. بعد از آن بادام با 250 میلی گرم، فندوق با 225 میلی گرم، آرد سویا و دانه کتان یا بزرک با 195 میلی گرم، اسفناج با 125 میلی گرم، لوبیای سفید با 113 میلی گرم، کلم بروکلی با 105 میلی گرم، تخم کدو و آفتابگردان با 100 میلی گرم، عدس با 71 میلی گرم، دانه کامل جوی دوسر با 45 میلی گرم ودانه کامل گندم با 40 میلی گرم کلسیم در هر صد گرم، از دیگر منابع کلسیم هستند.»

دکتر ضیاءالدین مظهری خاطر نشان کرد:«از علائم هشدار دهنده کمبود کلسیم می توان به گرفتگی عضلات، مور مور شدن ساعد و ساق، کند شدن تپش قلب و نبض، درد مفاصل، خرابی دندان ها، بی خوابی، بی قراری، اختلال در رشد و نرمی استخوانها اشاره نمود.»

شب قدر براساس نظرات مرحوم علامه طباطبايي(ره)

آنچه پيش روي داريد بحثي پيرامون شب قدر براساس نظرات مرحوم علامه طباطبايي(ره) در تفسير شريف الميزان است كه در سوره «قدر» و «دخان» مطرح شده امید كه راهنماي خوبي براي معرفي اين شب باشد.

شب قدر یعنی چه؟
...مراد از قدر، تقدير و اندازه گيري است و شب قدر شب اندازه گيري است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مي كند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسان ها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر مي گرداند.

شب قدر كدام شب است؟
در قرآن كريم آيه اي كه به صراحت بيان كند شب قدر چه شبي است ديده نمي شود. ولي از جمع بندي چند آيه از قرآن كريم مي توان فهميد كه شب قدر يكي از شب هاي ماه مبارك رمضان است.
قرآن كريم از يك سو مي فرمايد: «انا انزلناه في ليله المباركه». اين آيه گوياي اين مطلب است كه قرآن يكپارچه در يك شب مبارك نازل شده است و از سوي ديگر مي فرمايد: «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن» و گوياي اين است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است و در سوره قدر مي فرمايد: «انا انزلناه في ليله القدر» از مجموع اين آيات استفاده مي شود كه قرآن كريم در يك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اينكه كدام يك از شب هاي ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كريم چيزي بر آن دلالت ندارد و تنها از راه اخبار مي توان آن شب را معين كرد.
در بعضي از روايات منقول از ائمه اطهار(ع) شب قدر مردد بين نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان است و در برخي ديگر از آنها مردد بين شب بيست و يكم و بيست و سوم و در روايات ديگري متعين در شب بيست و سوم است و عدم تعين يك شب به جهت تعظيم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.
پس از ديدگاه روايات ائمه اهل بيت(ع) شب قدر از شب هاي ماه رمضان و يكي از سه شب نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم است. اما روايات منقول از طرق اهل سنت به طور عجيبي با هم اختلاف داشته و قابل جمع نيستند ولي معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم ماه رمضان، شب قدر است و در آن شب قرآن نازل شده است.

تكرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالي كه قرآن در آن نازل شد نيست بلكه با تكرار سال ها، آن شب نيز تكرار مي شود. يعني در هر ماه رمضان شب قدري است كه در آن شب امور سال آينده تقدير مي شود.
دليل بر اين امر اين است كه:
اولا: نزول قرآن به طور يكپارچه در يكي از شب هاي قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولي تعيين حوادث تمامي قرون گذشته و آينده در آن شب بي معني است.
ثانيا: كلمه «يفرق» در آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم» در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مي رساند و نيز كلمه «تنزل» در آيه كريمه «تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر» به دليل مضارع بودنش دلالت بر استمرار دارد.
ثالثا: از ظاهر جمله «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن» چنين برمي آيد كه مادامي كه ماه رمضان تكرار مي شود آن شب نيز تكرار مي شود. پس شب قدر منحصر در يك شب نيست بلكه در هر سال در ماه رمضان تكرار مي شود.
در اين خصوص در تفسير برهان از شيخ طوسي از ابوذر روايت شده كه گفت: به رسول خدا(ص) عرض كردم يا رسول الله(ص) آيا شب قدر شبي است كه در عهد انبيا بوده و امر به آنان نازل مي شده و چون از دنيا مي رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مي شده است؟ فرمود: «نه بلكه شب قدر تا قيامت هست.»

عظمت شب قدر
در سوره قدر مي خوانيم: «انا انزلناه في ليله القدر و ما ادرئك ما ليله القدر ليله القدر خير من الف شهر» خداوند متعال براي بيان عظمت شب قدر با اين كه ممكن بود بفرمايد: «و ما ادرئك ماهي هي خير من الف شهر» يعني با اينكه مي توانست در آيه دوم و سوم به جاي كلمه «ليله القدر» ضمير بياورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت اين شب دلالت كند و با آيه «ليله القدر خير من الف شهر» عظمت اين شب را بيان كرد به اين كه اين شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن اين شب از هزار ماه، بهتر بودن از حيث فضيلت عبادت است. چه اين كه مناسب با غرض قرآن نيز چنين است. چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند و احيا يا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق(ع) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است)
حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد»

وقايع شب قدر

1-نزول قرآن
ظاهر آيه شريفه «انا انزلناه في ليله القدر» اين است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبير به انزال كرده كه ظهور در يكپارچگي و دفعي بودن دارد نه تنزيل كه ظاهر در نزول تدريجي است.
قرآن كريم به دو گونه نازل شده است:
1-نزول يك باره و در يك شب معين
2-نزول تدريجي در طول بيست و سه سال نبوت پيامبر اكرم(ص)
آياتي چون «قرانا فرقناه لتقراه علي الناس علي مكث و نزلناه تنزيلا» نزول تدريجي قرآن را بيان مي كند.
در نزول دفعي (و يكپارچه) قرآن كريم كه مركب از سوره ها و آيات است يك دفعه نازل نشده است بلكه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آياتي كه درباره وقايع شخصي و حوادث جزيي نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه اي دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنين آياتي درست درنمي آيد مگر اينكه زمان و مكانش و واقعه اي كه درباره اش نازل شده رخ دهد به طوري كه اگر از آن زمان ها و مكان ها و وقايع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن يكباره نازل شده، قهرا موارد آن آيات حذف مي شود و ديگر بر آنها تطبيق نمي كنند، پس قرآن به همين هيئت كه هست دوبار نازل نشده بلكه بين دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصيل است. همان اجمال و تفصيلي كه در آيه شريفه «كتاب احكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير» به آن اشاره شده است و در شب قدر قرآن كريم به صورت اجمال و يكپارچه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شد و در طول بيست و سه سال به تفصيل و به تدريج و آيه به آيه نازل گرديد.

2-تقدير امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث يك سال آينده را از قبيل مرگ و زندگي، وسعت يا تنگي روزي، سعادت و شقاوت، خير و شر، طاعت و معصيت و... تقدير مي كند.
در آيه شريفه «انا انزلناه في ليله القدر» كلمه «قدر» دلالت بر تقدير و اندازه گيري دارد و آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم» كه در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدير دلالت مي كند. چون كلمه «فرق» به معناي جداسازي و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه اي كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه گيري مشخص سازند. امور به حسب قضاي الهي داراي دو مرحله اند، يكي اجمال و ابهام و ديگري تفصيل و شب قدر به طوري كه از آيه «فيها يفرق كل امر حكيم» برمي آيد شبي است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون مي آيند.

3-نزول ملائكه و روح
براساس آيه شريفه «تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر» ملائكه و روح در اين شب به اذن پروردگارشان نازل مي شوند. مراد از روح آن روحي است كه از عالم امر است و خداي متعال درباره اش فرموده است: «قل الروح من امر ربي» در اين كه مراد از امر چيست؟ بحث هاي مفصلي در تفسير شريف الميزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث به دو روايت در مورد نزول ملائكه و اينكه روح چيست بسنده مي شود.
الف: پيامبر اكرم(ص) فرمود: وقتي شب قدر مي شود ملائكه اي كه ساكن در «سدره المنتهي» هستند و جبرئيل يكي از ايشان است نازل مي شوند در حالي كه جبرئيل به اتفاق سايرين پرچم هايي را به همراه دارند.
يك پرچم بالاي قبر من و يكي بر بالاي بيت المقدس و پرچمي در مسجدالحرام و پرچمي بر طور سينا نصب مي كنند و هيچ مومن و مومنه اي در اين نقاط نمي ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مي كند، مگر كسي كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد.
ب: از امام صادق(ع) در مورد روح سوال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئيل بزرگتر است و جبرئيل از سنخ ملائكه است و روح از آن سنخ نيست. مگر نمي بيني خداي تعالي فرموده: «تنزل الملائكه و الروح» پس معلوم مي شود روح غير از ملائكه است.

4- سلام و امنيت
قرآن كريم در بيان اين ويژگي شب قدر مي فرمايد: «سلام هي حتي مطلع الفجر» كلمه سلام و سلامت به معناي عاري بودن از آفات ظاهري و باطني است و جمله «سلام هي» اشاره به اين مطلب دارد كه عنايت الهي تعلق گرفته است به اين كه رحمتش شامل همه آن بندگان شود كه به سوي او روي مي آورند و نيز به اينكه درخصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به اين معنا اين است كه در اين شب كيد شيطان ها هم موثر واقع نشود چنانكه در بعضي از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است.
البته بعضي از مفسرين گفته اند: مراد از كلمه «سلام» اين است كه در شب قدر ملائكه از هر مومن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مي دهند.مهمترين مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه هماره مورد توجه مومنين بوده و خواهد بود
See

بهترین زمان مصرف کلسیم


بهترين زمان مصرف مكمل هاي كلسيم هنگام شب است ، در صورتي كه مصرف بيش از يك قرص در روز نياز باشد . بهترين زمان مصرف قرص پس از شام و صبح بعد از صبحانه است .

دكتر محمد مهدي امام فوق تخصص روماتولوژي ، استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد با اشاره به نقش مهمم كلسيم در بدن گفت : كلسيم و مواد معدني استخوان از بدو تولد شروع به افزايش مي كند تا در حدود سن 30 سالگي بانك استخواني به حداكثر موجودي خود برسد ، لذا رعايت رژيم غذايي مناسب از لحاظ كلسيم مي تواند نقش به سزايي در افزايش موجودي بانك كلسيم بدن داشته باشد .

وي با بيان اينكه ميزان كلسيم روزانه حدود 1200-1000 ميلي گرم در روز است . بهترين راه تامين كلسيم مورد نياز بدن از طريق رژيم غذايي مي باشد ، همچنين مهمترين منبع كلسيم رژيم غذايي ، شير و لبنيات است .

دكتر امام ياد آور شد : به كودكان خود به جاي نوشابه هاي گاز دار كه محيط بدن را اسيدي مي كند و منجر به فعال شدن سلول هاي استخوان خوار و چاقي مي شود ، دوغ بدون گاز بدهيد . دكتر امام بهشتي در گفت و گو با خبر گزاري دانشجويان ايران ، واحد علوم پزشكي ايران در خصوص لزوم مصرف قرص هاي كلسيم بيان داشت :

افرادي كه در رژيم غذايي به ميزان كافي كلسيم مصرف نمي كنند افرادي كه سن آنها بالاتر از 60 سال است ، كساني كه تركيبات كورتن دار مصرف مي كنند و افرادي كه به پوكي استخوان مبتلا هستند ، بايد علاوه بر رعايت رژيم غذايي مناسب ، از قرص كلسيم استفاده كنند .

وي با اشاره به اينكه بهترين زمان مصرف قرص ها و مكمل هاي كلسيم هنگام شب است ، گفت : در شب كه ناشتا هستيم ، كلسيم خون افت مي كند و از استخوان برداشت مي شود . كربنات كلسيم كه فرم معمولي قرص هاي كلسيمي است ، با غذا بهتر جذب مي شود . در صورتي كه نياز به مصرف بيش از يك قرص كلسيم در روز نياز باشد ، به هيج وجه نبايد دو قرص در يك وعده مصرف شود . زيرا جذب كلسيم در روده محدود و حداكثر پانصد ميلي گرم در يك وعده است . بهترين زمان مصرف بعدي پس از شام ( جهت مصرف قرص كلسيم ) صبح بعد از صبحانه است ، چرا كه مصرف قرص هاي كلسيم پنجاه درصد جذب آهن رژيم غذايي را كاهش مي دهد و صبحانه داراي حداقل آهن موجود در رژيم غذايي است ، پس بهتر است كلسيم همراه با ناهار مصرف نشود .

قرص هاي كربنات كلسيم سنگ ساز هستند و براي جذب شدن نياز به اسيد معده دارند ، در صورتي كه معده جراحي شده باشد يا قرص هاي آنتي اسيد مصرف شود ، كربنات كلسيم جذب نخواهد شد. لذا در افرادي كه خطر سنگ كليه دارند و يا اسيد معده آن كاهش يافته ، بهتر است از سيترات كلسيم استفاده نمايند .

لازم به ذكر است كه كلسيم موجود در غذاهاي طبيعي به هيج وجه ايجاد سنگ كليه نمي كند

بهترین زمان مصرف کلسیم


بهترين زمان مصرف مكمل هاي كلسيم هنگام شب است ، در صورتي كه مصرف بيش از يك قرص در روز نياز باشد . بهترين زمان مصرف قرص پس از شام و صبح بعد از صبحانه است .

دكتر محمد مهدي امام فوق تخصص روماتولوژي ، استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد با اشاره به نقش مهمم كلسيم در بدن گفت : كلسيم و مواد معدني استخوان از بدو تولد شروع به افزايش مي كند تا در حدود سن 30 سالگي بانك استخواني به حداكثر موجودي خود برسد ، لذا رعايت رژيم غذايي مناسب از لحاظ كلسيم مي تواند نقش به سزايي در افزايش موجودي بانك كلسيم بدن داشته باشد .

وي با بيان اينكه ميزان كلسيم روزانه حدود 1200-1000 ميلي گرم در روز است . بهترين راه تامين كلسيم مورد نياز بدن از طريق رژيم غذايي مي باشد ، همچنين مهمترين منبع كلسيم رژيم غذايي ، شير و لبنيات است .

دكتر امام ياد آور شد : به كودكان خود به جاي نوشابه هاي گاز دار كه محيط بدن را اسيدي مي كند و منجر به فعال شدن سلول هاي استخوان خوار و چاقي مي شود ، دوغ بدون گاز بدهيد . دكتر امام بهشتي در گفت و گو با خبر گزاري دانشجويان ايران ، واحد علوم پزشكي ايران در خصوص لزوم مصرف قرص هاي كلسيم بيان داشت :

افرادي كه در رژيم غذايي به ميزان كافي كلسيم مصرف نمي كنند افرادي كه سن آنها بالاتر از 60 سال است ، كساني كه تركيبات كورتن دار مصرف مي كنند و افرادي كه به پوكي استخوان مبتلا هستند ، بايد علاوه بر رعايت رژيم غذايي مناسب ، از قرص كلسيم استفاده كنند .

وي با اشاره به اينكه بهترين زمان مصرف قرص ها و مكمل هاي كلسيم هنگام شب است ، گفت : در شب كه ناشتا هستيم ، كلسيم خون افت مي كند و از استخوان برداشت مي شود . كربنات كلسيم كه فرم معمولي قرص هاي كلسيمي است ، با غذا بهتر جذب مي شود . در صورتي كه نياز به مصرف بيش از يك قرص كلسيم در روز نياز باشد ، به هيج وجه نبايد دو قرص در يك وعده مصرف شود . زيرا جذب كلسيم در روده محدود و حداكثر پانصد ميلي گرم در يك وعده است . بهترين زمان مصرف بعدي پس از شام ( جهت مصرف قرص كلسيم ) صبح بعد از صبحانه است ، چرا كه مصرف قرص هاي كلسيم پنجاه درصد جذب آهن رژيم غذايي را كاهش مي دهد و صبحانه داراي حداقل آهن موجود در رژيم غذايي است ، پس بهتر است كلسيم همراه با ناهار مصرف نشود .

قرص هاي كربنات كلسيم سنگ ساز هستند و براي جذب شدن نياز به اسيد معده دارند ، در صورتي كه معده جراحي شده باشد يا قرص هاي آنتي اسيد مصرف شود ، كربنات كلسيم جذب نخواهد شد. لذا در افرادي كه خطر سنگ كليه دارند و يا اسيد معده آن كاهش يافته ، بهتر است از سيترات كلسيم استفاده نمايند .

لازم به ذكر است كه كلسيم موجود در غذاهاي طبيعي به هيج وجه ايجاد سنگ كليه نمي كند

مکملهای کلسیم

وجود کلسیم برای انجام بسیاری از اعمال بدن ضروری است؛ مثل تنظیم ضربان قلب ، انتقال پیامهای عصبی ، تحریک ترشح هورمونها ، انعقاد خون و مهمتر از همه ساخت استخوانهای بدن و حفظ سلامتی آنها. کلسیم در بسیاری از مواد غذایی وجود دارد و به علت اینکه بدن قادر به ساخت آن نیست، بایستی به مقدار کافی از راه غذا دریافت شود. حتی بعد از تکمیل و توقف رشد طولی استخوانهای بدن (یعنی بعد از دوران رشد) بایستی به مقدار لازم دریافت شود، زیرا از راههای مختلفی از بدن دفع می‌شود؛ مثلاً از طریق عرق ، ریزش مو ، تجدید پوست و ناخن ، ادرار و مدفوع.

کلسیمی که در طی روز از بدن دفع می‌شود، بایستی از طریق غذا دوباره تأمین شود. منابع غذایی کلسیم عبارتند از : شیر ، ماست ، پنیر و سایر مواد لبنی ، ماهی مثل ماهی آزاد، ماهی تن و ساردین، بادام ، کشمش ، سبزیجاتی مثل روناس ، اسفناج ، کلم ، کلم بروکلی، جعفری. وقتی کسی نتواند از طریق غذا به مقدار کافی کلسیم را برای رفع نیازهای خود دریافت کند، از کلسیم موجود در استخوانها (منبع ذخیره کلسیم) استفاده می‌کند که باعث کاهش استحکام استخوانها می‌شود. چنین فردی نیاز به دریافت مکمل کلسیم یا غذاهای غنی شده با کلسیم دارد.

چقدر کلسیم لازم دارید؟

اینکه به چه مقدار مکمل کلسیم نیاز دارید تا کمبود آن را جبران کنید، بستگی به مقدار دریافت آن از غذاهای مختلف دارد.
کلسیم موجود در طبیعت به شکل ترکیب با سایر مواد وجود دارد. ترکیبات مختلفی از کلسیم در مکملهای آن وجود دارد؛ مثل کربنات کلسیم ، سیترات کلسیم و فسفات کلسیم. هر کدام از این ترکیبات ، مقادیر متفاوتی از کلسیم را دارا هستند.

چه نوع مکمل کلسیمی را باید مصرف کنید؟

بهترین مکمل آن است که نیازهای فرد را با توجه به میزان تحمل فرد ، قیمت و در دسترس بودن آن تأمین کند. در انتخاب و خرید مکمل کلسیم بایستی موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • حتماً تحت نظارت داروسازیهای معتبر بوده و طبق مقادیر استاندارد باشد. هرگز مکملهایی را که دارای نامهای معتبر دارویی نیستند، خریداری و مصرف نکنید زیرا بعضی از این مکملهای غیراستاندارد ، حاوی مقادیر خیلی بالا و سمی کلسیم هستند.

  • بیشتر مکملهای کلسیم به راحتی در بدن جذب می‌شوند. اگر میزان جذب و محلولیت مکمل در بروشور آن مشخص نبود، برای تعیین میزان محلولیت آن مکمل کلسیم را (به شکل قرص یا کپسول) برای مدت 30 دقیقه در مقدار کمی آب گرم قرار دهید و گاهی آن را هم بزنید. اگر در طی این مدت قرص یا کپسول حل نشد، نشان می‌دهد در معده نیز حل نخواهد شد. مکملهای کلسیم به شکل مایع و جویدنی ، بهتر در معده حل می‌شوند زیرا قبل از ورود به معده تجزیه می‌شوند. کلسیم چه از طریق غذا و چه به شکل مکمل ، زمانی بهتر جذب می‌شود که چندین بار در طی روز و هر بار به مقدار 500 میلیگرم یا کمتر مصرف شود. ولی با این همه دریافت یک جای آن ، بهتر از این است که هرگز مصرف نشود.

  • مصرف مکملهای کلسیم در بعضی افراد عوارض جانبی مثل یبوست و گاز معده را ایجاد می‌کند. اگر با مصرف مایعات و فیبر غذایی فراوان این مشکل رفع نشد، نوع مکمل خود را تغییر دهید. مثلاً به جای سیترات کلسیم ، کربنات کلسیم را مصرف کنید. همچنین باید مقدار مکمل مصرفی را به تدریج افزایش دهید. مثلاً هفته اول ، فقط روی 500 میلیگرم مصرف کنید، سپس به آرامی مقدار مصرف مکمل را افزایش دهید.

  • اگر دارو مصرف می‌کنید، با پزشک خود و یا دکتر داروساز در مورد تداخل مکمل کلسیم با آن دارو مشورت کنید. به عنوان مثال مکمل کلسیم ، جذب آنتی‌بیوتیک تتراسایکلین را کاهش می‌دهد. همچنین با جذب آهن نیز تداخل دارد. بنابراین مکمل کلسیم و مکمل آهن نبایستی همزمان باهم مصرف شوند. فقط بطور استثنائی ، می‌توان مکمل آهن را با سیترات کلسیم یا ویتامین C مصرف کرد، زیرا حالت اسیدی دارند. سایر داروهایی را که با معده خالی مصرف می‌شوند، نباید با مکمل کلسیم دریافت کرد.

مکملهای کلسیم دارای سایر املاح و ویتامینها نیز هستند.

مطالعات مختلف نشان داده دریافت کم کلسیم باعث کاهش توده استخوانی و افزایش شکستگی استخوان می‌شود. ولی دریافت کم کلسیم یکی از عوامل کاهش توده استخوانی است. سایرعوامل تأثیر گذار بر روی کاهش استحکام استخوانی بدن شامل کاهش استروژن ، عدم فعالیت بدنی ، کشیدن سیگار ، مصرف الکل یا سایر بیماریها و درمانهای پزشکی است. اگر این عوامل وجود داشته باشند، حتی با مصرف کلسیم فراوان نمی‌توان از شکستگی استخوان جلوگیری کرد. DRI (مقدار دریافت غذایی توصیه شده) کلسیم برای افراد بالغ 1000 تا 1200 میلی گرم در روز است که این میزان بستگی به سن ، جنس و شرایط فرد دارد. به عنوان مثال در زنان باردار و شیرده ، کودکان و نوجوانان میزان نیاز به کلسیم بیشتر است.

یک واحد لبنیات حدود 300 میلی گرم کلسیم را تأمین می‌کند. یک واحد لبنیات برابر یک لیوان شیر یا یک لیوان ماست یا 45 گرم پنیر است. افرادی که به مقدار کافی کلسیم را از راه غذا دریافت نمی‌کنند، برای رفع نیازشان بایستی مکمل کلسیم مصرف کنند. در مصرف مکمل کلسیم بایستی به این نکته توجه داشت که مقدار عنصر کلسیم موجود در مکمل را در نظر بگیریم نه مقدار کل مکمل را. مثلاً یک قرص کربنات کلسیم 500 میلیگرمی ، فقط 200 میلی گرم کلسیم خالص دارد. بنابراین فرد با مصرف این قرص فقط 200 میلی گرم کلسیم دریافت می‌کند نه 500 میلی گرم. کلسیم در روده کوچک جذب می‌شود، ولی تمام کلسیم مصرف شده، جذب نمی‌شود. مقدارجذب کلسیم بستگی به عوامل مختلفی از جمله محیط اسیدی روده ، مقدار ویتامین D بدن ، مقدار استروژن بدن و نوع مکمل کلسیم دارد.

انواع مکملهای کلسیم

یکی از عوامل مهم در جذب کلسیم ، میزان محلولیت مکمل کلسیم در بدن است. سعی کنید همیشه مکملهای استاندارد و مورد اطمینان را مصرف کنید تا بدانید چه میزان عنصر کلسیم دارند و چه مقدار در بدن حل می‌شوند.

سیترات کلسیم

مکمل کلسیم در محیط اسیدی بهتر جذب می‌شود، پس سیترات کلسیم بهتر از سایر مکملها جذب می‌شود، زیرا اسیدی است. این مکمل نیاز به اسید معده زیادی برای جذب ندارد و می‌توان آن را در هر موقع از روز و حتی با شکم خالی مصرف کرد. اما این مکمل معمولاً کلسیم کمی دارد، بنابراین بسته به نیاز فرد برای تأمین کلسیم بیشتر بایستی تعداد قرص بیشتری مصرف کرد.

کربنات کلسیم

بیشتر مکملهای کلسیمی از این نوع هستند. این مکمل برای جذب بهتر نیاز به مقدار زیادی اسید معده دارد. بنابراین بایستی بعد از وعده غذایی مصرف شود.

گلوکونات کلسیم و لاکتات کلسیم

این نوع مکملها ، کلسیم کمی دارند. بنابراین برای رفع نیاز به کلسیم بایستی تعداد قرصهای بیشتری مصرف کرد.

کلسیم سخت (Coral calcium)

این نوع مکمل کلسیم غیر از حفظ سلامت استخوانها ، در سایر بیماریها نیز مصرف می‌شود. این مکمل بیش از 200 نوع بیماری را درمان می‌کند که شامل بیماریهای قلبی ، سرطان ، دیابت و ... است. البته این یافته صد درصد تأیید شده نیست. این نوع مکمل فقط کربنات کلسیم دارد و به دلیل قلیایی بودن ، مسمومیت اسیدی بدن را خنثی کرده و آن را از بین می‌برد.

هشدار در مورد مصرف مکملهای کلسیم

روزانه بیشتر از 2500 میلی گرم عنصر کلسیم (نه خود قرص) را مصرف نکنید.

بانگ دادخواهی ستمدیده!

 در مجلسی از امام حسن علیه السلام پرسیدند فاصله آسمان و زمین چقدرست؟ ایشان فرمود به اندازه رسیدن بانگ دادخواهی ستمدیده!

دولت مسلمان  

4ـ ناپایداری دولت مسلمان بیدادگر

رفتار ظالمانه و ستمگرانه حاكمان، از دو جهت زمینه سقوط و اضمحلال آنان را فراهم می آورد، یكی از آن جهت كه موجب خشم و نارضایتی شهروندان میشود به قول شهید مطهری:

«نارضائی عقده ایجاد می كند و عقده انفجار.» (یادداشت ها، ج8، ص241)

و دیگر آنكه اذیت و آزار نسبت به انسان ها و حتی به حیوانات و بخصوص كسانی كه قدرت دفاع از خویش را ندارند و در چنگال قدرتمندان گرفتار شده اند، بر طبق مشیت الهی در دنیا مكافات دارد و خداوند ناله ی مظلومان و دربندان را بی جواب نمیگذارد حتی اگر بی دین و لامذهب باشند:

«فانی لم ادع ظلامتهم و ان كانوا كفاراً.» ( الكافی، ج2، ص333)

براین اساس فرقی بین بیدادگران مسلمان و نامسلمان وجود ندارد و جملگی در آتش خشم ملت و شعله قهر الهی گرفتار میشوند. در كلام منسوب به پیامبر اكرم هم همین حقیقت دیده می شود كه با كفر دولت باقی و برقرار می ماند، ولی با ظلم هرگز:

«الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم. »

پژوهشگران معارف اسلامی، درباره ی مكانیزم تأثیر ظلم در ویرانی حكومت، مباحث جالبی مطرح كرده اند، مثلاً علامه شعرانی در ذیل احادیث «باب الظلم» از كافی می نویسد:

«در دوره ی حاكمیت دولت ظلم، مردم به افسردگی دچار می شوند و انگیزه تلاش را از دست داده و نشاط در زندگی ندارند، به هركاری كه اقدام می كنند با مانع مواجه می شوند و با زور و جبر با آن ها بررخورد می شود تا تسلیم حكومت باشند، آزادی و اراده را از آن ها سلب می كنند و چون رشد و كمال انسان در گروی بهره مندی از آزادی و اختیار است، لذا انسان محروم از آزادی مانند درختی است كه در یك فضای تاریك قرار گرفته و از آفتاب و هوا محروم بماند كه در نتیجه نه میوه می دهد، نه رشد می كند و نه می تواند زنده بماند. این در حالی است كه خداوند كه خالق و آفریدگار بشر و اختیار دار اوست، هرگز انسان ها را حتی بر كار خوب و بر دینداری مجبور نكرده است، بلكه آن ها را بر انتخاب راهی كه می پسندند آزاد گذاشته است و به هدایت و انذار بسنده كرده است، ولی جبارن و ستمگران خود را ذی حق می دانند كه انسان ها را به كارهای ناپسند مجبور سازند!» (تعلیقه شرح ملاصالح، ج9، ص365)

طبیعی است كه وقتی به انسان ها احساس خفقان دست دهد و آنان خود را در تنگنای فشار و تحمیل بینند دست به عكس العمل می زنند و وقتی چنین احساسی عام و فراگیر شود، نظام سیاسی، با بحران مواجه می شود و در این وضع، نام مسلمانی برای دولتمردان، كارساز نخواهد بود، چه اینكه اگر به عكس با آنها رفتار شود حتی در دوره ی سلطه كفر، با دل و جان از آنان حمایت می كنند. به همین دلیل است كه وقتی مسلمان بیدادگری بر یك كشور اسلامی فرمانروایی دارد، مردم ـ در صورت امكان ـ ترجیح می دهند كه از سرزمین اسلام به بلاد كفر هجرت كرده و تحت پرچم كفر قرار گرفته و از انصاف و رأفت دولت نامسلمان برخوردار شوند. در چنین شرایطی مرجع بزرگی مانند امام خمینی هم یك كشور غیر اسلامی را بر كشورهای اسلامی ترجیح میدهد تا با هجرت به آن بتواند آزادانه سخن گفته و از حقوق ملت خود دفاع كند. این حكم اختصاص به «هجرت» ندارد و همانگونه كه گاه هجرت از بلاد اسلام به بلاد كفر ـ بر خلاف قاعده ـ ترجیح پیدا می كند و حكم شرعی معكوس می گردد، در زمینه حاكمیت یك نظام سیاسی نیز ممكن است همین اتفاق بیفتد و در نتیجه دولت نامسلمان بر دولت مسلمان ترجیح پیدا كند و این ترجیح از باب ترجیح كفر بر اسلام نیست، بلكه از باب ترجیح عدل بر ظلم است. 

5ـ الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم

این جمله به عنوان حدیث نبوی در منابع معتبر روائی، نقل نشده است، ولی مضمون و محتوای آن، از چنان قوّت و اعتباری برخوردار است كه متفكران اسلامی آن را تلقی به قبول كرده اند. علامه ی نائینی كه در فقاهت از سرآمد فقهای عصر اخیر است این سخن را به عنوان «نص مجرّب» مورد استناد قرار می دهد كه پشتوانه ی آن «تجربه های تاریخی» است. او سپس اضافه می كند كه این جمله، دارای برهان و دلیل روشن بوده و مشاهدات نیز گواه آن است: «برهانش ظاهر و عیانی هم مشاهد و محسوس است.» (تنبیه الامه، ص165) در ادب پارسی نیز این سخن در قالب نظم انعكاس یافته. مثلاً سنائی می گوید:

بازدیدم كه ظالمان بودند / در جهان هفته ای نیا سودند
زآنكه او ظالم و مسلمان بود / خلق، عاجز خدای ناخشنود
چشم دل بازكن ز روی یقین / ظلم حجاج و عدل كسری بین
این یكی كافر و پسندیده / وین مسلمان ولی نكوهیده
ظلم از هر كه هست نیك، بد است / وانكه ار ظالم است نیك، بد است
عدل بازوی شه قوی دارد / قامت ملك مستوی دارد

استاد مطهری نیز بارها در آثار خود درباره ی این جمله به بحث پرداخته و پیوسته مضمون آن را مورد تأكید قرار داده كه اگر جامعه ای عادل و متعادل باشد، هر چند مردمش كافر باشند، آن جامعه قابل بقاست، ولی اگر ظلم و اجحاف در جامعه ای پیدا شود، آن جامعه باقی نمی ماند هر چند مردمش به حسب عقیده مسلمان باشند. ( مجموعه آثار، ج23، ص733 و ج15، 743 و ج26، ص303)

و بر اساس همین مبانی عقلی و شواهد نقلی است كه فقیه برجسته ای مانند سید بن طاووس به صراحت در این باره فتوی می دهد و به ترجیح حكومت كافر دادگر بر مسلمان بیدادگر حكم می كند و حكم او بدون چون و چرا مورد تأیید فقهای دیگر قرار می گیرد، شرح ماجرا این است كه:
سید بن طاووس در سال 656 هجری در بغداد بود كه با هجوم سپاهیان مغول مواجه گردید و آنان بغداد را فتح كردند. سپس هلاكو فرمان داد كه از علما بپرسند: كدامیك از این دو افضل اند: سلطان كافری كه به عدالت رفتار می كند و یا سلطان مسلمانی كه ستم روا می دارد؟ با این فرمان علما را در مستنصریه جمع كردند و مسأله را با ایشان در میان گذاشتند، آنان در پاسخ متحیّر مانده بودند، ابن طاووس با دیدن تحیّر و سكوتی كه بر مجلس حاكم بود، قلم به دست گرفت و در پاسخ نوشت كه سلطان عادل كافر بر مسلمان جائر افضل است. و پس از آن بود كه فقهای دیگر نیز در ذیل آن به تأیید پرداختند. (اعیان الشیعه، ج8، ص360) 

نتیجه گیری

بر مبنای تقدم نامسلمان دادگر بر مسلمان بیدادگر، و استدلال هائی كه در این باره ارائه گردید، به نتایج خاصی می‌رسیم، این نتایج كه در اینجا به اختصار فهرست می شود شایسته است كه به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد:

1ـ اگر نامسلمان به دلیل دادگری بر مسلمان جائر تقدم و ترجیح پیدا می كند، پس ملاك «دادگری» نه فقط بر شرط مسلمان بودن دولتمردان و زمامداران، «اولویت» دارد، بلكه به همین ملاك، در میان مسلمانان نیز متجاهر به فسق دادگر بر ظاهر الصلاح بیدادگر، و نیز غیر مؤمن دادگر بر مؤمن بیدادگر  تقدم و ترجیح دارد، چرا كه اگر از شرط «اسلام» می توان صرف نظر كرد و به حاكمیت «مشرك» تن داد، تا در بین مردم حق و انصاف بر قرار گردد، پس به طریق اولی می توان، از شرط ایمان و ظاهرالصلاحی نیز صرف نظر كرد، زیرا «شرك» به تعبیر قرآن «ظلم عظیم» است و در رأس گناهان قرار دارد، پس با ترجیح مشرك و مجاز بودن بودن دولت او برای رسیدن به دادگری، هر فرد فاقد صلاحیت دیگری را هم برای رسیدن به این هدف، باید ترجیح داد.به علاوه كه دلیل عام است و اختصاص به شرك ندارد فلذا فیض كاشانی بر شرك، «معصیت» را هم عطف كرده و آن ها را مثال برای «ظلم به خویش» در آیه «و ماكان ربك لیهلك القری بظلم و اهلها مصلحون» دانسته است. (الصافی، ج2، ص478)

حكومت دینی نسبت به همه ارزش های اسلامی، متعهد است، چه احكامی كه از حق الله است مانند حجاب و عفاف و صیام، و چه احكامی كه از حق عباد است مانند حقوق شهروندانی كه مورد هتك حرمت قرار گرفته و جان و مالشان در معرض تعرض قرار می گیرد بدون آنكه در محكمه صالحه ای، حكمی بر علیه ایشان صادر شده باشد، ولی این دو دسته از حقوق در یك ردیف قرار ندارد و اهتمامی كه نسبت به قسم دوم وجود دارد، بسیار بیشتر از قسم اول است و حكومت نسبت به بخش دوم، وظایف سنگین تری دارد.

تشكیل حكومت دینی به معنی حكومتی كه در رأس آن فردی با همه شرایط لازم قرار داشته باشد، یك تكلیف الهی و وظیفه شرعی است، ولی این تكلیف از قبیل تكلیف به نماز و روزه و حج نیست كه مكلف اعمالی را تعبداً انجام داده و نسبت به اغراض و غایات فعل، وظیفه ای نداشته باشد، بلكه این تكلیف از قبیل تكلیف به جهاد و امر و به معروف و نهی از منكر است كه مكلف برای رسیدن به غایت خاصی مأمور به اقدام می شود، و در صورتی كه آن غایت، در آن شرایط و به وسیله ی آن اقدام، دست یافتنی نباشد، اساساً تكلیفی وجود ندارد. بر این اساس، حكومت دینی، یك واجب مشروط است كه مانند نهی از منكر، مشروط به زمینه ی «تحقق نتیجه» است و در اینجا نتیجه مورد انتظار، رعایت حقوق مردم، جلوگیری از تجاوز و تعدی، برقرار امنیت و آسایش است كه از اولویت برخوردار است.

مطلوب بودن و موفق بودن یك حكومت نه بر اساس شرایط حاكم و فضائل دولتمردان، بلكه بر اساس نوع عملكرد آنها و بخصوص توفیقشان در احقاق حقوق عامه و به حداقل رساندن ظلم ارزیابی می شود. این موفقیت را بر اساس تعداد مساجد بنا شده و یا شماره ی قرآن های چاپ شده،.. و مانند آن ها سنجیده نمی شود، اینها از «فضیلت های جامعه اسلامی» است و نه «تكالیف حكومت»، حتی موفقیت دولت در درجه اول با تعداد كسانی كه از مظاهر لاابالی گری دور شده، و یا حتی از خمر و غنا توبه كرده اند ارزیابی نمی شود، زیرا چنین اموری در قلمرو «حق الله» قرار دارد و تكلیف نسبت به آن ها به تعبیر فقها از «تخفیف و مسامحه» برخوردار است، بلكه این موفقیت را در درجه اول با اموری كه از نظر شرع، با سخت گیری و اهتمام بیشتر همراه است باید اندازه گیری كرد. مثلاً اگر دروغ و فریب و نیرنگ از سوی «دولتمردان» سر زند، قابل مقایسه با گناه ساز و آواز در میان «مردم» نیست، چه اینكه اگر در اثر تعدّی به بی گناهی قطره ی خونی از او ریخته شود و یا سیلی به او زده شود قابل مقایسه با گناه دیدن فیلم های مستهجن توسط مردم نیست و از این رو اقدام برای از میان برداشتن این گناهان ـ با فرض اینكه در قلمرو تكالیف دولت است و با فرض اینكه با موفقیت انجام گیرد و مؤثر باشد ـ در شرایطی كه نمونه هایی به زمین مانده از بخش اول وجود داشته باشد، عدول از موازین اسلامی است.

اگر هجرت از حاكمیت مسلمان بیدادگر به حاكمیت نامسلمان دادگر، موجّه است، پس باید توجه داشت كه گاه اینگونه شرایط ناهنجار و ناعادلانه، زمینه «هجرت فكری» را هم فراهم می كند، مقصود این نیست كه كوچ كنندگان به غرب، دین خود را از دست می دهند، بلكه منظور این است كه در جامعه دینی اگر دادگری مورد اهتمام نباشد و فریاد از بیداد از گوشه و كنار شنیده شود، قهراً ذهن ها متوجه حاكمان نامسلمان می شود، بدان تصوّر كه آن ها در میان خود با صلاح زندگی می كنند و حرمت انسان ها را بیشتر پاس می دارند و تحملشان در برخورد با مخالفان و منتقدان بیشتر است. در چنین مواردی جلوی گرایش به سكولاریسم و دیگر گرایش های انحرافی را با بحث علمی نمی توان گرفت، زیرا این گونه تمایلات ناشی از «شبهه ی علمی» نیست، بلكه زائیده مشاهده نابسامانی های عینی است كه تنها درمان آن «اصلاح عینی» است.

مبنا و منطقی كه در این مقاله تقریر گردید اقتضا می كند كه گاه پشتیبانی كردن از كافران برای در هم شكستن قدرت مسلمانان بیدادگر و جائر، جایز باشد. در این باره به عنوان مثال به اقدام خواجه نصیر الدین طوسی می توان اشاره كرد، وی در شرایطی كه عباسیان، به نام اسلام، به ظلم و ستم حكومت میكردند و به نا حق خلافت خود را مقدس معرفی می كردند، از مهاجمان مغول كه كافر بودند، حمایت كرد تا این ماكت دروغین اسلام درهم شكسته شود، بیان استاد مطهری در این باره خواندنی است:

«بنی عباس خیلی نیرنگ بازتر از بنی امیه بودند و اعلام می كردند كه خلافت آن ها «جنبه تقدس» دارد، تا اینكه بعد یك عالم بسیار روشن بین و روشنفكر شیعی پیدا شد و این سمبل دروغین را نیز درهم كوبید، این عالم، خواجه نصیر الدین طوسی بود كه گفت این خلافت هیچ تقدسی ندارد، این قداست دروغین را ساخته اند، ولی سعدی این اشتباه را می كرد و می گفت:

آسمان بر حق بود گر خون ببارد بر زمین      از برای مرگ مستعصم امیر المؤمنین

اما خواجه نصیر الدین طوسی می گفت آسمان خون نخواهد بارید و حقش هم نیست كه خون ببارد، او به خودش چنین جرأتی داد كه این خلافت غاصبانه اسلامی را به نفع اسلام در هم بكوبد و لو به دست مغول، چون كفر صریح بر كفر مستور خیلی ترجیح دارد، مستعصم با چنگیز و مغول در واقع فرقی نمی كند، او یك پرده دروغین اسلام روی چهره‌ی خودش كشید، و آن این پرده را ندارد و خطرش خیلی كمتر است از آن كه این پرده را دارد.» ( مجموعه آثار، ج25، ص297)

جبرئیل به پیامبر عرض کرد

جبرئیل به پیامبر عرض کرد: عِشْ مَا شِئْتَ فَإِنَّکَ مَیِّتٌ، وَ أَحْبِبْ مَن شِئْتَ فَإِنَّکَ مُفَارِقُهُ، وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّکَ مُلَاقِیه: هر طور که می خواهی زندگی کن اما بدان که خواهی مرد و هر که را می خواهی دوست بدار اما بالاخره از او جدا خواهی شد و هر عملی می خواهی انجام ده اما بدان که آن را خواهی دید. (بحار، ج۶۸، ص۲۶۷)