منابع مقاله:
کتاب : تفسير حكيم جلد نهم
نوشته : حضرت استاد حسین انصاریان
مسلمان موظف است، يا در محلى اقامت كند كه بتواند معالم
دين را بياموزد، و شعائر دين را اقامه كند و به احكام
دين عمل نمايد، و يا
اگر در سرزمينى است كه نه علم به معارف دين و نه راهى براى عمل كردن به
احكام دين
وجود دارد، بايد و الزاماً از آنجا هجرت نمايد
از رسول خدا روايت شده: برترين هجرت اين است كه از آنچه پروردگارت خوش ندارد دور شوى
و نيز آن جناب فرمود:
من فر بدينه من ارض الى ارض و ان كان شبراً من الارض استوجب الجن و كان رفيق ابراهيم و محمد:
هر كس براى حفظ دين خود از سرزمينى به سرزمين ديگر گرچه
به اندازه يك وجب زمين باشد بگريزد،
سزاوار بهشت است و در آنجا همدم
ابراهيم و محمد (ص) خواهد بود
مهاجران سه گروهاند: گروهى بخاطر دنيا هجرت ميكنند، تا
تجارت در پيش گيرند، يا طلب معيشتى كنند،
هر چند اين كار در شرع مباح است
ولى عاقبتش ناپيداست، كه به كجا رسد و سر به چه امرى باز نهد،
و حاصل آن چه
شود؟ كه مصطفى (ص) فرمود:حبّ الدنيا رأس كل خطيئ.
گروهى زاهداناند كه هجرت ايشان محض آخرت است، و روش
اينان بر اساس معنويت ميباشد، در منازل
طاعات سفر كنند. و مراحل عبادات به
قدم همت بپيمايند، گاه حج كنند، گاه به جهاد روند، گاه به سوى
زيارت گام
بردارند، گاه به نماز آيند و گاهى روزه دارند، و گاه مستغرق ذكر شوند،
گروه ديگر عارفاناند كه هجرت ايشان براى مولاست، وهجرتشان در نهادشان باشد،
در پردههاى نفس
هجرت كنند تا به قلب رسند، آنگاه در منازل قلب هجرت كنند
تا به جان رسند، و آنگاه در پردههاى جان
هجرت كنند تا به وصال جانان رسند